امروز داشتم از توی کوچه خلوت رد میشدم ععصابممم دااااغون د

امروز داشتم از توی کوچه خلوت رد میشدم ععصابممم دااااغون داشتم با خودم صحبت میکردم پسره با موتور از جلوم رد شد بهم گفت:خود درگیری داری خانمی خودم رفعش میکنم برات
منم که سگ دنبال پاچه می‌گشتم بهش گفتم:برو یابو سوار خودت خوددرگیری داری
دیدم ااز موتور با اعصبانیت پیاده شد اومد جلوم واستاد
منم به شکر خوردن افتاده بودم داشتم تو دلم خواهش میکردم ازش نیاد بزنه لهم کنه که دیدم یدفه گفت:پخخخخخخ
منم یه جیغ بنفش کشیدم یه متر از جام پریدم که دیدم داره بهم میخنده بعدم رفت سمت موتورش منم داشتم همینجوری فشش میدادم همینجوری تو هوا مشت میزدم مثلا دارم اونو میزنم که یکم عقدهام خالی بشه که برگشت
منم هول شدم سریع گفتم:مرگ بر شاه مرگ بر شاه
ینی پسره پهن شده از خنده کف زمین
هیچی دیگه ابروم به فنا رف شرف مرفم رفت کف پام
دیدگاه ها (۳)

من آن برگ خزانم… . . . . . . . إإإإ….! گاو منو خورد، عجب حی...

با پرایدم تو جاده موندم بی بنزین یه ۲۰۶ که رانندش دختر بود ن...

صبح شارژ گوشیم تموم شد… میخواستم زنگ بزنم دوست پسرم بیاد دنب...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part27دیگه نمیکشیدم همونجا جلوش زانو زدمو دست...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:6ویو «علی»رفتم سر کلاس اولین چیزی...

صدای مهیب p16

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

ترکم نکن

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

part 8همینجوری داشتم نگاش میکردم که چشمش به من خورد چند لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط