هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار،

هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار،
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش،
در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار،
کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش!


«حضرت حافظ»
دیدگاه ها (۱)

برو ای جان دولت جو، چه خواهم کرد دولت را،من و عشق و شب تیره ...

چون درد توام در این دل ریش افتاد،بیگانگی ام نخست بر خویش افت...

پایی به میان درنه تا عیش زسرگیرم،تو تلخ مشو با من تا تنگ شکر...

مرغ جان را عشق گوید: میل داری در قفس؟مرغ گوید م...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط