یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم
آنقدر باریدم و باریدم و باران شدم

با نسیمی که گذشت از لای موهای سرت
دور خود چرخیدم و چرخیدم و طوفان شدم

بی سر و سامانی امروز این دل را نبین
من همان کوهم که دور از تو چنین لرزان شدم

رفتنت حتی خدا را بُرد از دنیای من
کوه ایمان بودم و از قصد بی ایمان شدم

ای پرستو! آسمان را مال خود کردی و من
عاقبت سایه نشین گوشه‌ی زندان شدم

تاب سرما را ندارم ناجوانمردی بس است
رفتی و بعد از تو من آواره‌ی " ... " شدم

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدمآنقدر باریدم و باریدم و ...

وقتی دوش به دوش با تنهای درد رادر این پیاده‌روهای برگریزان پ...

وقتی دوش به دوش با تنهای درد رادر این پیاده‌روهای برگریزان پ...

قلب تهیونگ مثل یک تیکه اشیاء شده بود خیلی ترسیده و با نگرانی...

تکاپو پارت 53: میانه ی آتش و اعتراف🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍سکوتِ اتاق، با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط