او تند خو نبود

او تند خو نبود ؛
آن ها از سمتِ شکسته اش
به او نزدیک میشدند...
.
.
از آنچه زندگی بر دوشش گذاشته بود هیچ گله‌ ای نداشت از آنچه خودش بر دوش خود گذاشته بود، شرمگین بود.
زندگی هیچوقت، آنطور که او به خود آسیب زد، به او آسیب نزده بود.
پس تصمیم گرفت برای عذرخواهی کردن از خودش و زندگی شانه‌ هایش را سبک کند
از گناه از رنج  و از دردهای خودخواسته.
در نهایت او به زندگی چیزهای زیادی را مدیون بود،
مثل همین خودش بودن را!

#پونه_مقیمی
دیدگاه ها (۳)

از هر تعلقی که گذشتم، تواناتر شدم.هر روز چیزی را ترک کردم و ...

هوش دارآنجا که در منتهای طاقت خود ایستاده ایدر ابتدای اصالت ...

حِیرَت نِمیکُنماگرمعشوقه ی پِنهانش تو باشیاینگونه که از دِل ...

مُهَیایِ رَفتَنم اَگر مَرگ شِکلِ شانه های تو باشَدو آغوشت آخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط