پارت ۵
پارت ۵
#𝐁𝐚𝐤𝐮𝐝𝐤𝐨
نام : شروع دوباره
هضم اون کلمات برام دشوار بود یعنی ... چرا باید این کار رو بکنه چی از جون من و کاچان میخواد
اومدم به اون مرد نگاه کنم و ازش یک سوال مهم بپرسم که ناگهان دیدم اون مرد دوباره رفته !
چطور میتونه این کار ها رو انجام بده بعد بدون هیچ نگرانی به راه خودش ادامه بده ؟
آحی کشیدم و منتظر بیدار شدن کاچان موندم که بعد از * ۱۵ دقیقه* چشم هایش رو باز کرد
واقعا خوشحال شدم و با هیجان به کاچان نگاه کردم و سوالاتم رو شروع کردم
حالت خوبه؟ چه حسی داری؟ وقتی بیهوش شدی چه حالی داشنی؟ چه را این جوری شدی یک دفعه ؟ الان.......
داشتم سوال میپرسیدم که کاچان بدون هیچ هشداری من رو بوسید
بوسه کاچان .... یعنی الان کاچان من رو بوسید ؟
بدنم رو بدون اینکه کنترل کنم بوسه کاچان رو قبول کرد و همراه با کاچان پیش رفت ولی کاچان بدون یک دقیقه مکس من رو بوسید و این کارش باعث شد که نفس کم بیاریم
وقتی لب هامون از هم جدا شد مقداری متورم شده بودن
میدونستم که اگه دلیل بوسه رو از کاچان بپرسم جوابی نمی گیرم پس سکوت کردم و منتظر عمل کرد بعدی کاچان بودم که کاچان با جدیت بهم نگاه کرد و با غرور و لحنی ملایم بهم گفت :« دکو آماده ای؟» با شنیدن حرف کاچان و اون نگاه زیباش آدم نمی دونست باید چه عکس العمل نشون بده
باید چی کار کنه
,,اون نگاه زیبا رو تا الان کسی از کاتسوکی ندیده بود چشم های سرخش از هیجان برق میزدم و مو های بلوندش که رنگ طلای مانندی داشت ، با برخورد به نور خورشید که از کناره های پنجره یه آشپز خانه وارد میشد را به خود جذب میکرد
زیبا بود ، زیبا تر از چیزی که میدوریا فکر می کرد ,,
از کاری که کاچان کرد شوکه بودم و مقداری قرمز شدم و به سوالی که ازم پرسید فکر کردم :« ا.... آماده .... برایه چه کاری باید آماده شم ؟»
#𝐁𝐚𝐤𝐮𝐝𝐤𝐨
نام : شروع دوباره
هضم اون کلمات برام دشوار بود یعنی ... چرا باید این کار رو بکنه چی از جون من و کاچان میخواد
اومدم به اون مرد نگاه کنم و ازش یک سوال مهم بپرسم که ناگهان دیدم اون مرد دوباره رفته !
چطور میتونه این کار ها رو انجام بده بعد بدون هیچ نگرانی به راه خودش ادامه بده ؟
آحی کشیدم و منتظر بیدار شدن کاچان موندم که بعد از * ۱۵ دقیقه* چشم هایش رو باز کرد
واقعا خوشحال شدم و با هیجان به کاچان نگاه کردم و سوالاتم رو شروع کردم
حالت خوبه؟ چه حسی داری؟ وقتی بیهوش شدی چه حالی داشنی؟ چه را این جوری شدی یک دفعه ؟ الان.......
داشتم سوال میپرسیدم که کاچان بدون هیچ هشداری من رو بوسید
بوسه کاچان .... یعنی الان کاچان من رو بوسید ؟
بدنم رو بدون اینکه کنترل کنم بوسه کاچان رو قبول کرد و همراه با کاچان پیش رفت ولی کاچان بدون یک دقیقه مکس من رو بوسید و این کارش باعث شد که نفس کم بیاریم
وقتی لب هامون از هم جدا شد مقداری متورم شده بودن
میدونستم که اگه دلیل بوسه رو از کاچان بپرسم جوابی نمی گیرم پس سکوت کردم و منتظر عمل کرد بعدی کاچان بودم که کاچان با جدیت بهم نگاه کرد و با غرور و لحنی ملایم بهم گفت :« دکو آماده ای؟» با شنیدن حرف کاچان و اون نگاه زیباش آدم نمی دونست باید چه عکس العمل نشون بده
باید چی کار کنه
,,اون نگاه زیبا رو تا الان کسی از کاتسوکی ندیده بود چشم های سرخش از هیجان برق میزدم و مو های بلوندش که رنگ طلای مانندی داشت ، با برخورد به نور خورشید که از کناره های پنجره یه آشپز خانه وارد میشد را به خود جذب میکرد
زیبا بود ، زیبا تر از چیزی که میدوریا فکر می کرد ,,
از کاری که کاچان کرد شوکه بودم و مقداری قرمز شدم و به سوالی که ازم پرسید فکر کردم :« ا.... آماده .... برایه چه کاری باید آماده شم ؟»
- ۱۲۶
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط