قلدر عاشق

« قلدر عاشق»
« پارت شانزدهم »
افراد یونگی و تهیونگ ریختن داخل انبار و تا تونستن افراد جونگ هی رو زدن ، وقتی که ته یونگ حسابی جونگ هی رو زد به طرف جونگوکوک رفت که داره مثل ابر بهاری گریه می‌کنه ، بغلش کرد و آروم موهاش رو نوازش کرد
ته یونگ : هیس آروم باش کوک چیزی نیست من دیگه پیشتم ، گریه نکن ( درحال نوازش کردن )
کوک : هق ت..تهیونگ او..اون هق می..خواست ....( ترس و گریه )
ته یونگ حرفش رو قطع کرد تا بیشتر از این کوک ناراحت نشه
تهیونگ : کوکی کوچولو ، می‌دونم،،،، می‌دونم میخواست چه غلطی کنه گریه نکن ( درحال نوازش کردن )
ته یونگ کوک رو براید استایل بغل کرد و برد داخل ماشین خودش گذاشتش و حرکت کرد به سمت عمارت وقتی رسیدن دوباره کوک رو بغل کرد و بردش داخل اتاقش و گذاشتش روی تخت ، به لی سانگ زنگ زد
« مکالمه »
ته یونگ : الو سانگ به دکتر شخصی عمارت بگو بیاد سریع
سانگ : چشم رییس
« پایان مکالمه »
بعد از پنج دقیقه دکتر شخصی ته یونگ اومد و زخم های کوک رو درمان کرد
دکتر : آقای کیم ، آقای جئون باید به مدت یک هفته استراحت بکنه
ته یونگ : اوکی میتونی بری
دکتر رفت و تهیونگ روی تخت کنار کوک نشست و دست کوک رو داخل دستای بزرگش گرفت
ته یونگ : کوچولوی من ببخشید نباید تنهات میزاشتم ، ببخشید ( بغض )
کوک بهوش اومده بود و آروم موهای ته یونگ رو نوازش کرد
کوک : ته اشکال نداره من خوبم ( لبخند )
ته یونگ با صدای کوک خوشحال شد و بغلش کرد
ته یونگ : بیب ببخشید من تنهات گذاشتم ، اصلا باید از همون اول اون جونگ هی کثافت رو میکشتم
کوک : ته حالا که من خوبم پس انقدر نگران نباش ، با جونگ هی چیکار کردی ؟
ته یونگ : زندانیش کردم بعدا بهش رسیدگی میکنم ، ولی الان حال تو مهمتر هست ( لبخند )
کوک : ته واقعا اگه اون موقع نمیومدی م..من ... ( بغض )
ته یونگ : هیس کوچولوی من دیگه تموم شده بهش فکر نکن ( بغلش کرد و موهاش رو بوسید )
« دو ماه بعد »
دو ماه گذشته بود و کوک حالش بهتر شده بود
« بریم پیش جیمین و یونگی »
یونگی وقتی شب روزی که کوک دزدیده شده بود رفت خونه دید که روی میز ناهار خوری پر از شیشه های مشروب ، اون جیمین بود که داشت مشروب می‌خورد ، یونگی سریع به طرفش رفت و بغلش کرد
جیمین : تو..تو کی هستی ؟ ولم کن ( مست )
یونگی لبخندی از کیوتی جیمین زد
یونگی : من؟ من صاحب تو هستم جوجه ( نیشخند )
جیمین : تو صاحب من نیستی ، یونگی هست ( مست )
یونگی : جوجه من خودم یونگی هستم ( نیشخند )
جیمین صورت یونگی رو قاب کرد
جیمین : یونگی خودتی ؟ ( مست )
یونگی : اره کوچولو ( لبخند )
جیمین : پیشی ، امروز هیت شدم ( بغض و مست )
یونگی بم خندید چون امگاش خیلی کیوت شده
یونگی : اشکال نداره جوجه کوچولوی من خوب میشی ( لبخند و نوازش کردن موهای جیمین ) .......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امیدوارم خوشتون بیاد 🤗💜✨
عسلا ببخشید که دیر به دیر پارت میزارم آخه چون می‌خوام برای شما عسلا سه پارت یا دو پارت بزارم که خوشحال باشین 🌸✨
دیدگاه ها (۲۳)

عسلا ممنون میشم حمایتش کنید ، تازه شروع کرده 💜✨🌸@exshi

« قلدر عاشق » « پارت پانزدهم » وقتی رفت عمارت جونکوک رو باره...

« قلدر عاشق »« پارت چهاردهم »( اول بیاین داخل کامنت ها بعد ب...

آلفا خوشتیپ من پارت دهم ( پارت آخر ) رسیدن به عمارت و کوک دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط