ادمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود ، معتقد بو

ادمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود ، معتقد بود اگه خودشو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و بازم میشه زندگی کرد .
بی احساس یا بی رحم نبود ، فقط رو ادما حساب باز نمیکرد.
ته داستانو خوب می دونست و دیگه امیدش فقط به خودش بود !
دیدگاه ها (۰)

پسر دردش از زایمان طبیعی هم بدتره

شت ..حالا من کاری با کصشر گفتن یارو ندارم ولی پروف ،،،،😂😂🗿

خب .....زمونه عوض شدههه 😏😏😎🤑

این کون ماله کیه ؟؟؟؟😂😂😂😂😂

شاگرد لوس من پارت 4ویو ته:که یهو لبای پسر کوچیکتر رو روی لبا...

Dark Love فصل ۲پارت ۱۳☆

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط