تولد آلفا p²⁶

تولد آلفا p²⁶
*کوک*
تهیونگ رفت پایین تا ظرف هارو بشوره منم مشغول نقاشی کشیدن شدم تا اینکه....
زیر دلم تیر کشید آخی زیر لبم گفتم، به خودم میگفتم که الان دردش می‌خوابه ولی انگار این بچه ها قصد دیگه ای داشتن. بلند شدم تا برم روی تخت دراز بکشم بلکه دردم بخوابه، ولی بد تر شد. از درد روی زانو هام نشستم و دوتا دستم و گذاشتم روی شکمم.

کوک: این دیگه چیه ؟ آهههه
دردم هر لحظه بیشتر می‌شد مثل درد چهار ماهگی
کوک: تهیونگ..
تهیونگ رو صدا کردم ولی چون اون پایین بود و منم صدام خیلی ضعیف بود، صدام و نشدید. لبه ی تاج تخت رو گرفتم و بلند شدم و رفتم به سمت در، چهار چوب در و گرفتم ، دردم انقدر زیاد بود که اشک توی چشام جمع شد، نکنه..نکنه که وقتش شده؟

کوک: ته... آیییییی..ته..بیا...بیا اینجا.. اوییییی
*نویسنده*
تهیونگ ظرف هارو شست و داشت میرفت به سمت اتاق هال. تا اینکه صدای ضعیف و پر درد و ناله ی کوک رو شنید.
تهیونگ: کووووووک!
سریع رفت بالا و دستای کوک و گرفت و نشوندش روی تخت.
تهیونگ: کوک؟! الهی بمیرم چی شده؟
کوک: ته....آاااا....دارن....آییی...میان.
تهیونگ : چیی؟!! دارن میان؟ ولی کوک تو هنوز شیش ماهتم و تموم نشده!
کوک: جیییغ، ته...وایییی..واییی..به خدا دارن میاننننن!
تهیونگ: بیا دراز بکش ، من زنگ بزنم به دکتر جولیفر.
کوک: نههه..نمیتونم دار بکشم دردش زیاد میشه!
تهیونگ: بیا تکیه بده به بالشتا!
تهیونگ کوک رو تکیه داد به بالشتا . کوک از درد گریش گرفته بود و عرق کرده بود ، دوتا دستاش روی شکمش بود و هی ناله می‌کرد و جیع می‌کشید. تهیونگ واقعا هول کرده بود! سریع زنگ زد به دکتر جولیفر..
جولیفر: الو ...سلام آقای کیم حالتون خوبه؟
تهیونگ: دکتر...دکتر...همسرم...همسرم!
جولیفر: آقای کیم چه اتفاقی افتاده؟
تهیونگ: سریع بیاین اینجا! یه اتفاق خیلی بدی افتاده!
جولیفر: بله بله الان میام!
تهیونگ گوشی رو قطع کرد و رفت پیش کوک . دستای کوک رو که روی شکمش بودن و گرفت و فشرد..
تهیونگ: عشقم آروم باش... نفس عمیق بکش، الان دکتر میاد..
کوک: آهههه دلممممم!
چند دقیقه گذشت و دکتر جولیفر اومد. تهیونگ سریع رفت و دکتر رو برد توی اتاق کوک!
دکتر جولیفر بعد از چند رقیقه معاینه با تعجب و ترس گفت که:
جولیفر: فکر کنم که رحمشون ضعیف شده باید عملش کنیم، ولی این کار باعث از بین رفتن بچه ها میشه.
تهیونگ: حا..حالا چیکار کنیم؟ میشه کار دیگه هم کرد؟ درسته؟
جولیفر: نمیدونم!، ولی اگر رحم هم از بین بره باز هم بچه ها میمیرن!
تهیونگ: ولی اگر...
کوک: تهیونگگگگ...آههههههه...آیییییی..دلمممم
تهیونگ: خیلی خوب باشه
تهیونگ به کمک دکتر جولیفر کوک رو بردن و سوارماشین شدن و رفتن دکتر ، دکتر کوک رو برای چند مدتی گذاشت آروم شه اگر آروم نشد یعنی اینکه واقعا رحم ضعیف شده و داره از بین میره، تا اینکه...
خ
م
ا
ر
ی
به نظرتون بچه ها سالم میمونن؟
دیدگاه ها (۱۳)

تولد آلفا p²⁷تا اینکه....دکتر جولیفر یه سرم آرام بخش زد به ک...

نکتههههه

تولد آلفا p²⁵دو ماه بعد * ماه شیشم**کوک*الان ماه شیشم باداری...

تولد آلفا p²⁴توی راه بودیم، داشتم به صدای قلب بچه ها گوش میک...

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

شاگرد لوس من

شاگرد لوس من

#ارباب‌سنگدل #پارت_20کوک : سلام دستم بنده چیکار داری دکتر : ...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط