وقتی سه تار چشم تو ماهور می زند

وقتی سه تار چشم تو ماهور می زند
جانا دلم برای خودم شور میزند

اخر دل است، آجر و دیوار نیست که. 
با دیدن تو ــ یکدفه ــ ناجور می زند 

از آن زمان که دست مرا لمس کرده ای
دستم به رقص امده تنبور میزند
 
دیدگاه ها (۳۴)

بر منٍ سفر کرده به شهر چشمانتروزه واجب نیستنماز شکسته حرام ا...

زمین از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرمکه میگردم ولی زلف پ...

امــشـب از خــوابِ خــوش گــریـزانـم ،کـه خیــالِ تــــو خـو...

شوقِ دیدارِ تو را دارم که بیدارم هنوز ،ماهِ من! هر شب تو را ...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

#سناریو#درخواستی#چندپارتی(پارت اخر) وقتی توی اتاق خوابمونیم ...

پدر خوانده عاشق پارت ۷.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط