آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...

آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...

بس که دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...

آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...

جانِ من حرف بزن!

آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...

کوچه پس کوچه ی این شهر

پر از تنهاییست

آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو..

جانِ من زود بیا

آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...

به خدا دلتنگم!

رو به رویم بِنِشینی کافیست

همه دنیا به کنار

گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم...

آنقَدر حسرت دیدار تو دارم که نگو
دیدگاه ها (۵)

تا نفس هست به عشقت زندگی خواهم کرد...از برایت شعر دلدادگی خو...

همین پیش پایت دلم تنگ شد نبودی برایت دلم تنگ شدنبودی سکوت وس...

منچه خاکیسر ِ آن خاطره ‌هابگذارم؟تو اگرسایهبه دیوار ِ کسیبگذ...

دلم تنگ است.. برای کسی که... نمیشود.. !! او را خ...

🌱🍒آنقدر وسوسه دارم بنویسم که نگوآنقدر حسرت دیدار تو دارم که ...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

داستان میشه قلبت رو هک کنم یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط