با سرانگشت ڪشيدم به دلش عڪس تو را

با سرانگشت ڪشيدم به دلش عڪس تو را
عڪس زيباے تو را سير تماشا ڪردم
و به عشق تو فرآيند تنفس را هم
جذب اڪسيژن چشمان تو معنا ڪردم
باز با بازدمے اسم تو بر شيشه نشست
من دمم را به اميد تو مسيحا ڪردم
پنجره دفترم امروز شد و شيشه غزل
و من امروز بر اين شيشه تو را "ها" ڪردم
آن قدر آه ڪشيدم ڪه تو اين شعر شدے
جاے هر واژه، نفس پشت نفس جا ڪردم
دیدگاه ها (۹)

باز هم نیمه شب و شرح پریشانی من باز هم حسرت یک بوسه به پیشان...

مرا به اسم صدا کنتا بیایمای جانِ منمرا به اسم صدا کن نپرس آی...

خالی ام از تو جهانم سخت زاری می کندبی تو دل از زندگی هم برکن...

عصر که می شود دلم هوایت را می کندهوای تو وخنده هایتعصر که می...

وسواس خون P:1

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 164✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط