غمگینم همانند: جوانى كه در لحظه اعدام به گریه مادرش میخند

غمگینم همانند: جوانى كه در لحظه اعدام به گریه مادرش میخندید: خاطرش آمد بچگی اش مادرش گفته بود: خنده ات آرامم میکند...!!!
دیدگاه ها (۵)

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۷«انتخاب»ات به پدرش خیره شده بود.— من...

رقیب کوچولوی جیمین... صبح روز بعد...جیمین روی مبل نشسته بود ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²¹﴿ویو راوی﴾دو روز بعد...مدرسه دوباره مث...

# قولی_که_شکست ### پارت ۲ مادرش آهسته پرسید:= مگه تهیونگ شوا...

ویو کوک ساعت 12 نصفه شب بود هنوز نیومده بود خونه گفته بود می...

𐙚🦋 پارت اول — «همسایه‌ی جدید» 🦋𐙚آت با عجله از خونه بیرون اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط