بگو چیززز
بگو چیززز!
همونطور که به دخترکش در آینه خیره بود و روی تختِ اتاق خوابشون نشسته بود و منتظر بود که عشقِ زندگیش آماده بشه تا باهم فقط یه عکس بگیرن....! بلند شد و به سمتش رفت:
_عشقم آماده شدنت کی تموم میشه؟!
_لیکسی فقط یکم صبر کن!
(پنج دقیقه بعد)
_خب حالا میگیرم چه آماده باشی چه نباشی!!
_بگو چیززز!
بابت دیر آپلود شدن ها ازتون معذرت میخوام کمی سرم شلوغه!
و امیدوارم دوسش داشته باشین و نظراتونو ببینم!
نوشته شده توسط:
livia.
کمپانیه:
JYH_ENTERTINMENT.
همونطور که به دخترکش در آینه خیره بود و روی تختِ اتاق خوابشون نشسته بود و منتظر بود که عشقِ زندگیش آماده بشه تا باهم فقط یه عکس بگیرن....! بلند شد و به سمتش رفت:
_عشقم آماده شدنت کی تموم میشه؟!
_لیکسی فقط یکم صبر کن!
(پنج دقیقه بعد)
_خب حالا میگیرم چه آماده باشی چه نباشی!!
_بگو چیززز!
بابت دیر آپلود شدن ها ازتون معذرت میخوام کمی سرم شلوغه!
و امیدوارم دوسش داشته باشین و نظراتونو ببینم!
نوشته شده توسط:
livia.
کمپانیه:
JYH_ENTERTINMENT.
- ۷۵۷
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط