امروز را

امروز را
می خواهم فیروزه ای باشم،
مثل کاشی های خوشرنگ حوض مادر بزرگ...
پر از آرامش...
امروز را می خواهم فیروزه ای باشم،
زیر سقف آبی آسمانم...
نفسی تازه کنم پر از عطر خدا...
امروز را می خواهم شاد باشم،
با مهر و شاعرانه
قدم بزنم
سنگ فرش های فیروزه ای باغ احساس را...
رفیق
کمی با من
همقدم باش..
دیدگاه ها (۱)

تا زنده ام ، تو زنده ترین در سرِ منی ...❤

زمین در دفتر خاطراتش نام روزهایی که حالش خوب بود را بهار گذا...

بارالها…از کوی تو بیرون نشود پای خیالم، نکند فرق به حالم ......

تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسمبه جانت چشم زخم آی...

stranger vibe

«عملیات غیر ممکن»حدود نیمه های شب بود. آسمون ابری بود و هوا ...

8:Amityville Horror Houseخانه ترسناک امیتویل بعد تمام شدن فی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط