درخت را بنام برگ

درخت را بنام برگ

بهار را بنام گل

ستاره را بنام نور

کوه را بنام سنگ

دل شکفته مرا بنام عشق

عشق را بنام درد

مرا بنام کوچکم صدا بزن ..

#عمران_صلاحی
دیدگاه ها (۱)

من از روز ازل، دیوانه بودمدیوانه روی تو، سرگشته کوی توسرخوش ...

نزدیک پاییز است

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

مهرماهی ها نور چشم فصل زیبای پاییزن آدمای نازنینی که رنگین ک...

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

اشڪ رازیستـــلبخند رازیستـــعشق رازیستـــاشڪ ِ آن شب لبخند ِ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

اوچیها شیسویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط