سرباز که بود، دو ماه صبح ها تاظهر آب نمی خورد. نماز نخوان

سرباز که بود، دو ماه صبح ها تاظهر آب نمی خورد. نماز نخوانده هم نمی خوابید. می خواست یادش نرود که دوماه پیش یک شب نمازش قضا شده بود.
یادگاران، جلد چهار، کتاب حسن باقری، ص 8
دیدگاه ها (۲)

سلام صبحتان نورانی وپربرکت باد خدا یا آرامشی همرا با عشقانه ...

❤قابل توجه زائران پیاده روی کربلا در اربعین❤شرایط ثبت نام + ...

زمانی که شهید از جبهه برمی گشت، روی تشک نمی خوابید و غذای کا...

شهید شهاب بعد از ورود به قم مبارزه سختی در دفاع از انجمن مجن...

پیامبر صلوات الله علیه و آله خطاب به حضرت علی و امام حسن و ا...

شیطان در پی پرتاب تیر خلاص استفردی کیسه‌ای طلا در باغ خود دف...

چند پارتی(عشق فراموش شده)پارت ۶شب‌ها سخت‌ترین وقت بود.یونگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط