خواستم تا بسرایم غزلی ناب نشد

.

خواستم تا بسرایم ، غزلی ناب نشد!
از برایت بنویسم ، بکنم قاب ، نشد!

چشم شهلای تو الحق که گرفتارم کرد
کیست کز دیدن چشمان تو بی تاب نشد؟

نرگس از دیدن چشم تو خجالت نکشید؟
پیش چشمان قشنگ تو چرا آب نشد!؟

تو خودت ناب ترین شعر خدایی، ب خدا
دل من از غزل چشم تو... سیراب نشد

رفتم آن کوچه که تا زنده کنم خاطره ها
کوچه آن کوچه و آن دامن مهتاب نشد

عشق یک حس قشنگ است که از عهد قدیم
مانده در سینه ی هر عاشق و نایاب نشد

گل ارکیده ...که شد زینت... زیبا رویان
به قشنگی و صفای گل مرداب..... نشد

گر چه منصور فدا گشت به قربانگه عشق
خوب شد کشتن عاشق به جهان باب نشد!

ای عزیز دل من " رافغ " دلبسته ی تو
یک شبی بی رخ پر مهر تو در خواب نشد

.
دیدگاه ها (۳)

.‍ با تو باشم بی نیاز از هـر نیازم خوب منبا همه خوب و بد دنی...

صبح ها باید صندوقچه امید راباز کرد و یک گوشه آرام نشستو پازل...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۷۸جیمین خطاب بهش گفت : شایدم .. پار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط