روزی شخصی نزد بزرگی رفت

روزی شخصی نزد بزرگی رفت
و گفت سوالی دارم که نمیتوانم جلوی جمع بگویم.
بزرگ حاضران را بیرون کرد و شخص سوالش را پرسید.
ولی چون همه رفته بودند بیرون
کسی نمیدونه چه سوالی کرد و چه جوابی شنید!!
شرمندتون شدم ببخشید!!
دیدگاه ها (۱)

.

یه بنده خدایی تعریف میکرد:یه چند سال پیش باغ وحش زدیم تو شهر...

آیا میدانستید که:بدن انسان از 27 میلیارد سلول درست شده است.ـ...

روزی دو مرد به خدمت شیخ رسیدندی که بر سر طفلی نزاع داشتندی و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط