#معیری

#معیری
🌱🍒آتشم بر جان ولی از شکوه
لب خاموش بود
عشق را از اشک حسرت
ترجمانی داشتم🌱🍒

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌•
دیدگاه ها (۱)

آه از عشقکه میانِ دو لب، اعتراف می‌شودو میانِ دو دستحسرت ..ز...

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

«قهرِ دکترینِ حَد: ترازِ پولادینِ بهرام محمدی علیه مافیایِ غ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

دل لرزان و نگاه نگران من و توعاقبت فاش کند عشق نهان من وتوزن...

گاهی بزرگ شدن یعنی شکست‌های خاموش، اشک‌خای بی‌صدا، و نبرد ه...

بچه ها تروخدا بگید میخوام بدونم من یه فضولم 🙂❤️بچه به جان نن...

السلام علی المهدی ارواحنالهم فدا

سلام بر زن، آرام بنویسیدش،با دل،با لب،با گرمایی که از جان می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط