لته عشق

لته عشق ♡
pt7
«نویسنده: یه خبر خوب، تصمیم گرفتم دونفر وارد داستان کنم حدس بزنید کی؟»

نامجون....
روی کاناپه دراز کشیده بودم که یکم ریلکس کنم هم فکر میکردم که یه یکی از دوستای قبلا ام به ذهنم رسیدم
قبلا اونم مافیا بود با شوهرش ولی الان دیگه مافیا نیستن به موقع کمکم میکنن

با شتاب بلند شدم از روی کاناپه گوشیم روی اپن برداشتم وایساده بودم دنبال شمارش بودم
توی گوشیم " داداش نداشتم "سیوش کرده بودم چون واقعا برام برادری کرده
زنگ زدم بهش جواب نداد
زنگ زدم به شوهرش بعد دوتا بوق جواب داد
؟ به به اقای کیم از ما یادی کردن بعد یه سال
+ زیاد حرف نزن چرا شوهرت گوشیشو جواب نمیده گوشی رو بده بهش
؟ نمیدونم همیجا نشته الان بهش گوشی رو میدم

صداش از دور میومد میومد
؟ چاگی نامی کارت داره
گوشی رو داد بهش «از این به بعد شوهرش داره حرف میزنه»
؟ چی وقتی تلفت رو روت قطع میکنم یعنی ما باهم حرفی نداریم
صداش سرد و بی احساس بود
+نگاه کن داداش بهت حق میدم بعد دوسال تازه یادت کردم برای کارم
؟ اوه.... اقا دست به دامن من شده به خاطر همین هم زنگ زده
+الان چرا اینطوری میکنی دلی کارتو، تو که هر موقع کمکت رومیخواستم میومدی

که دیدم صدای خندهاش میومد از پشت گوشی قول میدم از اون خنده هایه کم یابش

؟ وای تو واقعاً باور کردی من هر موقع بخوای پشتتم مرد
+ها؟
؟ خواستم با عشقم اذیتت کنم خخخخخخخخخخخ
+ عجب نامردی هستی تو
؟ خنده هام تموم شد خب بگو وی کارم داشتی؟
+«براش کل ماجرای جین رو میگه» خب میخوام فراریش بدم بدون اینکه کسی بفهمه
؟ اوه پس یه عروسی داریم یه دو سه ماه دیگه
+مسخره بازی در نیار بدو بیا خونم تازه من فقط گفتم یه حسایی بهش دارم
؟ باشه تو راس میگی یه ساعت دیگه با عشقم اونجام

ـــــــــــــــــــــ
نویسنده:♡
از نظرتون این دونفر کی هستن؟
کرم دارم اذیتت تون کنم😎 
با کلی بدبختی خواستم لو ندم این دونفر کی هستن 😑😂
دیدگاه ها (۰)

تلخی عشق شیرین pt 9همه رفته بودن سالن قصر بی صدا پس از اینکه...

تلخی عشق شیرین pt 8ات... من یک قدم میرفتم جلو اون میرفت عقب،...

سربازی ۱۶

عشق فراموش شده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط