مرده شوریرادرقبرستان دیدم گریه میکرد
پرسیدم چیزی شده!گفت

مرده شوریرادرقبرستان دیدم گریه میکرد
پرسیدم چیزی شده!گفت بنشین تعریف کنم
نشستم کنارش گفت امروزجوانی را میشستم داشتم خالکوبیهایش را پاک میکردم رسیدم به سینه اش نوشته بود:مرده شور ناز بشورکه نازکش نداشتم
دیدگاه ها (۳)

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

﷽🔴یکی از دوستان تعریف کرد:خواب دیدم زمینی حمله کردن تو خیابا...

P8 .MY GOOD MISTAK.

مافیای من

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد...×:چی...چه غلطی کرد؟ باب...

برده عمارت جئون

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط