پارت

پارت ۲
تا خواستم چیزی بگم لباشو گذاشت رو لبام
(😈😈)
و آروم مک میزد (یو هاها) منم همراهی کردم
بعد پنج مین ولم کردم
ات:داشتی میکشتیم(نفس نفس)
ته: (خنده ریز)
ات:میرم خوراکی بیارم بریم فیلم ببینیم
ته:باشه
ات ویو
داشتیم فیلم می‌دیدیم که
گوشی ته زنگ خورد
ته:الو
(کارمند ته رو ﷼نشون میدم)
﷼:قربان سریع بیاد شرکت
ته:چیشده
﷼:منشیتون بهمون خیانت کرده
ته:یعنی چی
﷼:اون پرونده های مهمی که بهش دادید رو داده به شرکت... (شرکتی که با ته رقابت داره)
ته: لعنتی،الان میام
ات: چی شده!!
ته:الان وقت ندارم بگم باید سریع برم
ات:باشه مشکلی نیس
ته: خداحافظ
ات: خداحافظ
ات ویو
نمی‌دونم کارمند ته چی بهش گفت
فقط می‌دونم عصبانی شد و رفت
حالا مهم نیست
تلویزیون رو خاموش کردم رفتم اتاق خوابیدم
ساعت ۵:۰۰
ات ویو
تلفنم زنگ خورد جواب دادم
آرین:سلام آتی چطوری
ات: سلام من خوبم تو چطوری
آرین: منم خوبم
آرین:میگم بریم خرید
ات: باش
(ههههههه ریدم بچها اسم آن یوری هستش شت اشکال ندارد ازین به بعد آت میشه یوری)
یوری ویو
آماده شدم و رفتم
آرین: سلام بهترینم
یوری:سلام خوشملم بریم
آرین:بریم
ساعت۸:۰۰
یوری ویو
برگشتم خونه رفتم خریدامو گذاشتم ته
هنوز برنگشته بود
بریم سراغ ته
ته ویو
بعد اون تماس رفتم شرکت
تا چند ساعتی شرکت بودم بعد از شدت
عصبانیت رفتم باشگاه
دیدم مسابقه دارن رفتم گفتم
ته:این دستو من بازی میکنم
داور:باش
ادمین ویو
نوبت به ته رسید وسط مسابقه
حریف ضربه بدی به ته زد
ولی ته جدی نگرفت و ادامه داد
بعد مسابقه
داور:برنده امشب کیم تهیونگ
ته ویو
تو راه خونه بودم که طرف دنده هام
درد بدی حس کردم ولی جدی نگرفتم
رسیدم خونه آت روی کاناپه خوابیده بود
برو پارت بعد
راستی نظرتو هم بگو خوشگله
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳ات خوابیده بود رفتم لپشو ماچ کردم خواستم برم که (بچها ...

پارت ۴بعد چند دقیقه دکترا اومدن ات:آقای دکتر تروخدا بگو حالش...

https://wisgoon.com/vlibts

p15

part =7

پسری که قلبم رو برد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط