فرصتی دیگر پارت
فرصتی دیگر پارت ۹
{باکوگو و ایکو ب ی خونه کنار ساحل میرن}
المایت «سلام باکوگو ی جوان »
باکوگو « سلام المایت اینم از اون کسی که بهت گفتم »
{باکوگو دستش رو پشت ایکو میزاره}
باکوگو « این همون کسیه که بهت گفتم میتونه حامل نفرینت بشه »
{ایکو که تو چشماش برق بود}
ایکو « عا عه عا عه عا عه شما المایت بزرگترین قهرمان »
المایت « عم خوش وقتم ایکو ی جوان »
ایکو « منم خوش وقتم ........ »
المایت « خب بهتره که ازت ی ازمون بگیرم ببینم که حامل نفرین خوبی میشی یا نه »
المایت « باکوگو ی جوان شما اینجا بمونید من اون طرف ازمون رو میگیرم »
باکوگو « باشه زیاد طولش نده »
خب دیگه با توجه ب پارت قبل
ا. ت و تودوروکی فهمیدین کدوم فیک قراره کشتو کشتار باشه خب
اینم از اخرین پارت امروز
فعلا بای 👋👋👋👋👋
{باکوگو و ایکو ب ی خونه کنار ساحل میرن}
المایت «سلام باکوگو ی جوان »
باکوگو « سلام المایت اینم از اون کسی که بهت گفتم »
{باکوگو دستش رو پشت ایکو میزاره}
باکوگو « این همون کسیه که بهت گفتم میتونه حامل نفرینت بشه »
{ایکو که تو چشماش برق بود}
ایکو « عا عه عا عه عا عه شما المایت بزرگترین قهرمان »
المایت « عم خوش وقتم ایکو ی جوان »
ایکو « منم خوش وقتم ........ »
المایت « خب بهتره که ازت ی ازمون بگیرم ببینم که حامل نفرین خوبی میشی یا نه »
المایت « باکوگو ی جوان شما اینجا بمونید من اون طرف ازمون رو میگیرم »
باکوگو « باشه زیاد طولش نده »
خب دیگه با توجه ب پارت قبل
ا. ت و تودوروکی فهمیدین کدوم فیک قراره کشتو کشتار باشه خب
اینم از اخرین پارت امروز
فعلا بای 👋👋👋👋👋
- ۴.۴k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط