نه مرا طاقت غربت

نه مرا طاقت غربت
نه تو را خاطر قربت

دل نهادم به صبوری
که جز این چاره ندارم...
دیدگاه ها (۳)

می‌رومٖ بـا درد و حسرت از دیارت خیر بادمی‌گذارم جان به خدمت ...

#تُ آن آزارِ شیرینیکه دلخواه است تکرارَتو من هر باراز هر با...

عزم دیدار تو داردجان بر لب آمدهباز گردد؟ یا برآید؟چیست فرمان...

تو ماه رو دوست داشتی من ماه هاست تورو

فقط غربت رفته دانددرد دوری و غریبی رونه مرا طاقت غربتنه تو ر...

مادرم..

دیگه طاقت دوری تو رو من ندارم...💝

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط