شدم عاشق به چشمانت،

شدم عاشق به چشمانت،
عجب انصاف داری تو
کجا پنهان شدی؟
منزل به کوه قاف داری تو؟

حریر بی نظیری بر تن اشعار من کردی
به تن تن پوشی از مخمل ترین الیاف داری تو

نشستی در تمام لحظه های من کجا حالا؟
چرا تنها برای دیگران الطاف داری تو

درون موی مواج غزل هایم کمی بنشین
و می دانم عزیز من که قلبی صاف داری تو

ببین ختم کلامم صادقانه دوستت دارم
نگاهی بر دلم با این همه اوصاف داری تو؟

💙 ❤
دیدگاه ها (۱)

بی قرارت که شوم تاب و تبت می چسبدتو که باشی همه خوب و بدت می...

نمی دانی چه لذتی داردفشرده شدن در تنگنای اغوشتوقتی مرا محکم ...

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

میزنم بر لب تو بوسهو جان می گیرممن در آغوش توحسهیجان می گیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط