part

part 25
مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ات: بلاخره س. ک س. کردنمون تموم شد تهیونگ منو بلند کرد و برد حموم و اب گرم داخل وان و پر کرد و نشستو منو گذاشت وسط پاهاش و اروم اروم دلم رو ماساژ میداد


ات: تهیونگ
تهیونگ: جونم
ات: دوست دارم

تهیونگ: منم دوست دارم زندگیم

ات: دوش گرفتیم و رفتیم بیرون و لباس پوشیدیم و تهیونگ رو بغل کردم و خوابم برد

ویو صبح:

ات: بادل درد بدی از خواب بلند شدم به جفتم نگاه کردم ودیدم تهیونگ نیست بیخیال شدم نمیتونستم مثل ادم راه برم و رفتم حموم و اومدم بیرون لباس پوشیدم و رفتم پایین تهیونگ و بقیه داشتن صبحونه درست میکردن که تهیونگ اومد سمتم و در گوشم گفت:
تهیونگ: خوبی؟ دلت درد نمیکنه؟ چرا پنگوئنی راه میری«خنده»

ات: دلم بخاطر دیشب که ماساژ دادی زیاد درد نمیکنه دیشب به خاطر اینکه خیلی گنده بود الان نمیتونم راه برم

تهیونگ: توکه به هر حال خوردیی برام..... قربونت بشم حتما گشنه ای برات سوپ درست کردم

ات: مرسی عشقم

تهیونگ: رفتم جلو ات رو بغل کردم همه بچه ها داشتن به مانگاه میکردن

شوگا: نکنه شما از نوشروع ک.......

ات: اره

پسرا: اوووووووووو

ات: رفتم روی میز نشستم که تهیونگ برام سوپ بیاره چند مین گذشت که سوپ رو اورد و میخواست بزاره دهنم که جونگکوک گفت


جونگکوک: هییییییییییییییییییی شیش تا سینگل پیش شما نشستن چندشا

ات و تهیونگ:«خنده»

ویو شب:

ات: داخل کاناپه توی حیاط نشسته بودم و به اسمون خیره شدم و ستاره هارو میشماردم انقدر جذب زیبایی شب بودم که نفهمیدم تهیونگ کنارمه

تهیونگ: ات
اات: جانم......
دیدگاه ها (۰)

part 26مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 27مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

بیا کامنتااااااااااااقبلش با خودت تسبح بیار

part 22مستر کیم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 14مسترکیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

part 3مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط