گفتم : بالاخره که فراموشش میکنی

گفتم : بالاخره که فراموشش میکنی
اینجوری نمی مونه.

نفس عمیقی کشید و گفت :
یادِ بعضی آدما هیچوقت تمومی نداره
با اینکه نیستن،با اینکه رفتن،ولی هیچ وقت خاطره شون تموم نمیشه.

گفتم : ولی همین که نیستش،کم کم همه چی تموم میشه.

گفت : بودنِ بعضی از آدما،تازه از نبودنشون شروع میشه.


"بابک زمانی"
دیدگاه ها (۱)

معلم نیستم تا عشق را به تو بیاموزم !ماهیان برای شنا کردن نیا...

من؟من عاشق خودش بودم و کل خانواده‌اش.لعنتی‌های دوست‌داشتنی،ه...

باور کن او که وعده"همیشه ماندن"میدهداز همه "رفتنی" تر است...

خب من عشق را جورِ دیگری می دیدماز اولش هم همین طور بودم!این ...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

بچه هاااا فعلا برای پوستر باید وایسم تا محدودیت چت جی پی تیم...

باید یادبگیرے هرڪے ڪہ میاد یہ روزے میره..یہ سریا رو خدا میبر...

خب..یه چیزی میخواستم بگم راجب یه سری آدما نمیدونم اون شخص ای...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

My professorChapter:2Part:99آخرین پرونده رو بستم و با خستگی ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند لحظه ساکت موند. اخمش هنوز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط