رمان شراب عشق

رمان شراب عشق


همون موقع صدای افتاد یکی توی آب اومد

رضا با استرس زدم کنار که دیدم دیانا داره

زدم کنارکه دیدم دیانا با حالت مستی و چشای

بسته داره به امقع آب میره وقت رو تلف نکردم

و سریع شیرجه زدم توی آب دیانا داشت همین

طوری بیشتر به امقع آب میفرست سریعت شنا

کردم رو بیشتر کردم کم کم صورت دیانا قرمز شد

داشتم دیوونه میشدم با سرعتی که هیچوقت حتی

توی دویدم نداشتم شنل میکردم تا بالاخره به دیانا

رسیدم سرع بردوش به سطح آب نفسش بالا نمیومد

از استخر اومدم بیرون دیانا رو گهواره ای بغل کردم

بدون توجه به نگاه های بقیه دیانا رو بردم توی اتاق

پرف بهش آب دادم و کم کم حالش بهتر شد؛ وای

دستی دستی داشت میمردا؛ وقتی یکم حالش بهتر

شد بهش گفتم:......................

برای پارت بعدی اون یکی پیجم رو ۲۰تایی کنید.

آیدیشم خواستید توی کامنتا هست.

عاشق تک تک تونم نفسام♥♥♥♥😘😘🫀
دیدگاه ها (۵)

رمان شراب عشق بهش گفتم: +اون عوضی باهات چیکار کرد؟ _ارسلانن...

رمان شراب عشق _ارسلان تو از من اعصبانی بب..... +لعنتی از تو ...

رمان شراب عشق خسته شدم از اینکه همیشه باید برایبه دست آوردنش...

رمان شراب عشق بعد از چند دقیقه دیانا مست مست توی بغلم ولو بو...

رمان بغلی من پارت۱۰۹و۱۱۰و۱۱۱ ارسلان: لبخند خبیثی رو لبم نشست...

...3...

رمان بغلی من پارت های ۸۹و۹۰و۹۱دیانا: دیگه از بیدار موندن ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط