dangers love pt

dangers love (pt 12)
•چـ-چی؟
~چیه خب سوال کردی جوابتو روراست دادم!
•یعنی دلت میخواد؟
~نمدونم ولی خب تمایلشو دارم.
•تـ-تو میتونی منو دوست داشته باشی؟
~خــــب،آ-آره
جیمین دستاش رو گذاشت روی صورت یونگی و یونگی رو بوسید!
~اوه،نبابا بلدی!
•چـ-چیه تو خودت میخواستی من فقط خواسته ی تورو انجام دادم
~چقدرم به خواسته های من اهمیت میدی!
•چیه میخوای ول کنم برم؟
~نه نرو!
•پس....... اونو میخوای؟
~شاید آره!
شب درحال گذشتن بود و جیمین و یونگی هم درحال خوشگذرونی بودن!یهو مستی جیمین پرید به خودش اومد دید با یونگی روی تخت هستن!
•مـ-من اینجا چیکار میکنم؟
~اوه نینی هیچی یادش نمیاد!
•نـ-نینی؟
~اره تو گفتی بهت بگم نینی چون وقتی رو پاهام نشسته بودی گفتی نینی تکون میخوره داخلم.
•چـ-چـــــی؟ وای خاک به سرم
~خب مثلا حالا چی شده؟
مـ-من باید برم!
~باش بعدا که میدونم باز میای
جیمین بدو بدو از کلوپ خارج شد و رفت!

«فردا صبح شرکت jeon diamond»

تهیونگ به دفتر جونگکوک رفت.
+تهیونگ برام قهوه بیار
_چشم قربان!
تهیونگ قهوه رو اورد دفتر جونگکوک و میخواست که برگرده سرکارش.
+تهیونگ من امشب شام کاری دارم توهم باید بیای!
_مـ-من؟
+اره تو
_من میترسم بازم تکرارش کنیم!
جونگکوک از روی صندلی بلند شد و قدم زنان به سمت تهیونگ رفت.
+مگه بدت میاد؟
تهیونگ چسبیده بود به دیوار و از خجالت قرمز شده بود و نمیتونست درست نفس بکشه!
_چـ-چی؟ خـ-خب شاید ولی....
+ولی چی؟
که یهویی تهیونگ دست جونگکوک رو کنار زد و از توی بغل جونگکوک خارج شد.
_شب برای شام میام!
و از دفتر جونگکوک خارج شد.
جونگکوک لبخندی زد و از این حرکت تهیونگ متعجب بود!
+اینو،وا مثلا تو چرا نباید منو بخوای؟ نه نه اون منو دوست داره حتی دیوانه وار هم دوستم داره ولی یکم زیادی خجالتیه!


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۲۴)

dangers love (pt 11)آهیون تا شب خونه پدرومادر اش بود. تصمیم...

dangers love (pt 10)جیمین از این حرکت یونگی تعجب کرده بود،چ...

امگا کوچولوی من پارت ۲ویو یونگی که صدای کمک شنیدم برگشتم دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط