ادامه

ادامه .....
سری بلند شدم و در رو باز کردم که دیدم بونگی با یه عالمه کیسه خرید امده
داشتم با تعجب بهش نگاه می کردم که گفت
یونگی : اگه همون طوری نگام کنی باور کن کمرم میشکنه
سری رفتم کمکش کردم و خرید ها رو گذاشتم روی میز اشپزخونه که برگشتم و با همون تعجب قبلی گفتم
ا/ت : ما که همه چی خونه داریم
یونگی : و یه فرشته هم داریم که قراره همشون رو یک روزه تموم بکنه
از حرفش خندم گرفت و رفتم بغلش کردم و بوسه کوچیکی روی لپش زدم
چند ساعتی از اون موقع گذشته
همون طور که داشتیم فیلم می دیدیم رفتم و از خرید های یونگی یه شیرموز برداشتم و بردم جلو تلویزیون و شروع به خوردش کردم
که توی فیلم شخصیت های اصلی کیس رفتن که همون لحظه یونگی بهم نگاه کرد و گفت
یونگی : هی منم می خوام
ا/ت : الان برات میارم
بلند شدم که برم از اشپزخونه برای اونم بیارم که دستم کشیده شد و توی بغل گرم کسی کشید شدم
و لبای نرمی روی لبام قرار گرفت
یونگی : ولی من منظورم به چیز دیگه بود ......
.
.
.
حمایت ......... 🌚🖤
ببخشید می دونم خیلی بد شد
میشه اون دستای قشنگ رو روی دکمه دنبال کردن بزنی با این کارت دل یه دختر رو اکلیلی می کنی ✨
دیدگاه ها (۴)

وقتی توی مدرسه حالت بد میشه ... . «درخواستی ». . یه روز دیگه...

چطور وقتی خودم از خودم حالم به هم می خوره باید از بقیه انتظا...

وقتی داری به کیوت ترین حالت ممکن شیر موز می خوری .. . «درخوا...

✚ از وقتی دیدمت ✚〘Part 3〙#فیک #فیلیکسا/ت : بونگ بوک تو می خو...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

پارت ۳ غریبه مافیا

هرزه ی حکومتی پارت ۴ که جیمین و جیهوپ...دستاشون و گذاشتن روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط