پاییز رسید و خبر از مهر لبت نیست

پاییز رسید و خبر از مهر لبت نیست
در کوچه ی بن بست، صدای قدمت نیست

پاییز، هوای تو به سر می زندم باز
افسوس که دیوانه، هوایم به سرت نیست

پاییز فقط با تو قشنگ است عزیزم
آخر تو چرا قصد دگر آمدنت نیست

در باغ خزان کرده ی پاییزی قلبم
جز یادی از آن رنگ گل پیرهنت نیست

من مثل درختی که خزان کرده ز عشقت
گویا که تو هیزم شکنی و تبرت نیست
دیدگاه ها (۱)

‌الان دیگه بین خودم و اتاقم نمی‌دونم کدوممون بهم ریخته تریم....

پاییز رسید و خبر از مهر لبت نیستدر کوچه ی بن بست، صدای قدمت ...

پاییز رسید و خبر از مهر لبت نیستدر کوچه ی بن بست، صدای قدمت ...

تا در شبِ من ماهےو من برکہ ےماهےدل میبرےآسان چہ بخواهےچہ نخو...

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنتآمد...

...تعریف من از عشق تویی ای‌ساقی مستانیک نغمه زیبا ز لبت باغ‌...

دلم ●• کمی هوای گریه بی دلیل کرده آتناااا...

تقصیر از نگاه من نیست. گمانم لباس فصل ها جابجا شده که من از ...

تقصیر از نگاه من نیست. گمانم لباس فصل ها جابجا شده که من از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط