بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ قسمت سوم :
پس حق و باطل را بشناسید.
اگر امام حسین علیه السلام، به شهادت نمی رسیدند، سر از بدنشان جدا نمیشد - فرزند دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام، یعنی حضرت ابوالفضل العباس، برای اندکی آب به شط نمی زد، دستانش قطع نمیشد، و عمودی بر فرقش فرود نمیآمد و حضرت علی اکبر علیه السلام که دشمن نیز او را شبهِ پیامبر می نامید، زیر سمّ اسبان له نمیشد اگر دختر امیرالمؤمنین علیه السلام به اسارت در نمیآمد و امروز از اسلام ناب محمدی صلوات الله علیهم اجمعین، که همان اسلام ولایی است، چه باقی مانده بود؟ دوست و دشمن چگونه شناخته میشد؟
این اتفاقات افتاده است و هنوز بسیاری تحریف و تشکیک میکنند، اگر اتفاق نیافتاده بود و علم، معلوم نشده بود، چه میشد؟
اینها همه در علم امام بود و به عرصه ظهور رسید و معلوم شد، وضعیت جامعه اسلامی آن شد و این هست! اگر چنین نمیشد، در چه وضعیتی بودیم؟!
د)- انبیا و معصومین علیهم السلام، به حجّتی عمل میکنند که برای مردم نیز معلوم و حجّت باشد، تا علم و حکمت بیاموزند و رشد کنند. نه این که چون علم دارند، هیچ کاری نکنند و یا کارهایی کنند که برای مردم نامفهوم و غیر مُدرک است و حجتی برای هدایت آنان نمی باشد. حتی معجزه نیز چون به چشم دیده میشود و مُدرک میگردد، حجت میشود.
پیامبران و امامان، جامعه را بر اساس بیّنه اداره و هدایت میکنند و نه علوم غیبی و ملکوتی که دیگران راهی به آن ندارند.
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: إنّما أقضیَ بَینَکُم بالبَیّنات وَ الأیمان؛ یعنی من بین شما بر اساس بینه دلایل و براهین و نیز قسم حکم میکنم، پس اگر شخصی که محق نیست، دلایل محکمی ارائه داد، قسم هم یاد کرد و مال مظلومی را که محق است به دست آورد، نگوید: چون حکم پیامبر است، پس مال من است و حلال می باشد، خیر، قیامت هم هست.
علم امام، به عمل انسانها :این بیان قضاوت بر اساس بیّنه و قسم درحالی است که خداوند متعال تصریح دارد که ایشان به تمامی حقایق و عملکرد انسان ها علم دارند. هر چه میکنید، در محضر و نگاه خدا، رسول و امامان می باشد: (ادامه دارد...)
پاسخ قسمت سوم :
پس حق و باطل را بشناسید.
اگر امام حسین علیه السلام، به شهادت نمی رسیدند، سر از بدنشان جدا نمیشد - فرزند دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام، یعنی حضرت ابوالفضل العباس، برای اندکی آب به شط نمی زد، دستانش قطع نمیشد، و عمودی بر فرقش فرود نمیآمد و حضرت علی اکبر علیه السلام که دشمن نیز او را شبهِ پیامبر می نامید، زیر سمّ اسبان له نمیشد اگر دختر امیرالمؤمنین علیه السلام به اسارت در نمیآمد و امروز از اسلام ناب محمدی صلوات الله علیهم اجمعین، که همان اسلام ولایی است، چه باقی مانده بود؟ دوست و دشمن چگونه شناخته میشد؟
این اتفاقات افتاده است و هنوز بسیاری تحریف و تشکیک میکنند، اگر اتفاق نیافتاده بود و علم، معلوم نشده بود، چه میشد؟
اینها همه در علم امام بود و به عرصه ظهور رسید و معلوم شد، وضعیت جامعه اسلامی آن شد و این هست! اگر چنین نمیشد، در چه وضعیتی بودیم؟!
د)- انبیا و معصومین علیهم السلام، به حجّتی عمل میکنند که برای مردم نیز معلوم و حجّت باشد، تا علم و حکمت بیاموزند و رشد کنند. نه این که چون علم دارند، هیچ کاری نکنند و یا کارهایی کنند که برای مردم نامفهوم و غیر مُدرک است و حجتی برای هدایت آنان نمی باشد. حتی معجزه نیز چون به چشم دیده میشود و مُدرک میگردد، حجت میشود.
پیامبران و امامان، جامعه را بر اساس بیّنه اداره و هدایت میکنند و نه علوم غیبی و ملکوتی که دیگران راهی به آن ندارند.
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: إنّما أقضیَ بَینَکُم بالبَیّنات وَ الأیمان؛ یعنی من بین شما بر اساس بینه دلایل و براهین و نیز قسم حکم میکنم، پس اگر شخصی که محق نیست، دلایل محکمی ارائه داد، قسم هم یاد کرد و مال مظلومی را که محق است به دست آورد، نگوید: چون حکم پیامبر است، پس مال من است و حلال می باشد، خیر، قیامت هم هست.
علم امام، به عمل انسانها :این بیان قضاوت بر اساس بیّنه و قسم درحالی است که خداوند متعال تصریح دارد که ایشان به تمامی حقایق و عملکرد انسان ها علم دارند. هر چه میکنید، در محضر و نگاه خدا، رسول و امامان می باشد: (ادامه دارد...)
- ۹۶۳
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط