ادامه داستان

ادامه داستان

p36

کوک: یونا بریم

یونا: بریم

( داخل ماشین )

یونا ویو

باورم نمیشه ازدواج کردم

کوک ویو
الان ۱ ساعته که از ازدواجمون میگذره خیلی هیجان زده هستم

یونا: کوکی عزیزم

کوک: جان

یونا: بوسم کن ( الان مثلا میخواد خودشو لوس کنه )

کوک: هرچی عشقم بگه

( کوک محکم یونا رو بوسید )

یونا ویو

همینجوری نشسته بودم کوک هر بار میگفت که چجوری میخواد باهام س*ک*س🔞 کنه

ادمین: اه بسه اینجا سینگل نشسته 🤣🤣🤣🤣

اگه کامنت بزارین احتمال اینکه پارت بعد رو بزارم بیشتر میشه 😍🎬🍓

لطفا حمایت کنید 🍓🥺
دیدگاه ها (۱۱)

اادامه داستان p37*یونا ویو ویو توی راه بودیم کوک: خب بریم خ...

اسم فیک: اربابنام: هانا سن: 21مشخصات هانا: هانا پدر و مادرش ...

ادامه داستان p35کوک: عشقم یونا: بله کوک: وایی قربونت برم که ...

خانواده ی جئون

اسم رمان :شیطان خوشتیپ من پارت ۷ یونا :نمیدونم لونا :بریم پا...

شب تولدم پارت24 جونگ کوک: باشه باشه (خنده) ویو کوک: رفتم سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط