صبح روز بعد

صبح روز بعد

ات تا الان اصلا نخوابیدم بلند شدم رفتم کارامو کردم و رفتم با جم صبحانه خوردم الانم وقتشه برم پیش کوک ی آدامس هم گذاشتم دهنم

ویو خونه کوک

خدمتکار:بفرمایید خانم

ات:آقای جئون خونه ان؟

خ:بله خانم

ات:کجاست؟

خ:مهمان خانه تشریف دارن

رفتم پیش صورتم یکم مهربون کردم اما نه زیاد

ات:سلام کوک(لبخند غمگین)

کوک:اوه خانم کیم بفرما بشین

ات:کوک راستش بابت رفتار دیشبی که با تو داشتم از دست خودم دلخورم هرچی باشه تو همه چیز رو بهم گفتی و مدیونتم(بغض)

کوک:هی هی ات ناراحت نباش منو نگاه کن(چونش رو گرفت) من ناراحت نشدم خودت هم میدونی من جای تو بودم بد تر میگفتم

ات شروع کرد به اشک ریختن مصنوعی

کوک:گرفتش بغلش

ات کوک هق من پد هق پدرم رو از دست دادم مادر حالش خوب نیست هق

کوک:همش درست میشه وروجک خب باهم از پسش برمیایم

ات:می‌خوام از جک انتقام بگیرم کمکم میکنی؟

کوک: البته ذاتا ازش اصلا خوشم نیومد کارم رو راحت تر میکنی میخوای بکشیش یا ن

ات:نه می‌خوام اتیشش بدم

کوک:اوکیه برای من اما ثروتش نصف میشه نصف باند رو میدی به من وروجک(پوزخند)

ات:اما هوفف حله دست بدیم؟

کوک:اول قرارداد

ات:خنده بلند نمیدونستی من قرار داد نمیبندم؟
ممکنه کاری کنی خوشم نیاد و خب اونکار تموم بشه برم سراغ یکی دیگه پس قرار داد ما نمیبندیم(پوزخند)

کوک:حله خانم پس دست بدیم؟

ات:نه☺️

ات:منتظر خبرم باش اگر کسی از این قرار داد بویی ببره نابودت میکنم

کوک:اول سعی کن من رو تحدید نکنی وروجک

ات:هرکار بخوام میکنم(سرد)فعلا

رفتم خونه و به جک هشدار دادم

که.........
دیدگاه ها (۰)

و به جک هشدار دادم که...... هیچ چیزی رو پیش کوک معلوم نکنه و...

ات:من دختر تو نیستم بکش اونور (میزنتش کنار می‌ره تو)الی:حتی ...

جک:ات گوش کن خانوادت اونطور که فکر می‌کنی نبودن پدرت به شدت ...

ویو ات نمی‌دونم الان باید مادرم رو مقصر بدونم یا جک رو اما ب...

رفتیم سمت عمارت مامان کوک و باباش )) علامت خانم جعون م ک*م.ک...

مامان کوک وقتی این حرف رو زد بهم خیلی ترسیدم از جونگ کوکبعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط