جلوی در بهزیستی نشسته بود

جلوی در بهزیستی نشسته بود
بلند بلند گریه میکرد
میگفت تنهاش گذاشتن
هیچوقت قبول نکرد که همیشه تنها بوده
بالاخره یه روز سرد رفت
دلم نمیخواد قبول کنم هیچوقت نداشتمش.
میم.ح
#چرت_اندر_چرت
دیدگاه ها (۶)

بعضی آدما خیلی حال بهم زنندقیقا همون آدمایی که تو ذهنته.میم....

تا این ساعت خوابیدن آدم رو خسته نمیکنهکم کم میکشهدلم میخواد ...

حذف کنین چیزایی رو که ازشون بدتون میاد

گاهی دلتنگی باعث میشد بتونم بنویسم اما الان نمیتونم یعنی نمی...

مهرو

جراح قلب (پایانی)

#پرنسس_کوچولوی_مافیا#پارت_۱ویو ی اتامروز مثل همیشه بلند شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط