پارت

پارت۲۹

ویو ته
وقتی که اومدیم بیرون دیدم لارا هنوز همونجا وایساده و وقتی دید که ما داریم میایم بیرون به طرفمون اومدم
لارا:اوه نامجون اوپا فکر نمیکردم تو هم اینجا باشی
نامی:لارا تو برای چی برگشتی اینجا
لارا:معلومه اومده بودم تهیونگی مو ببینم که دیدم یکی مزاحم منه بره همین سعی کردم از سر راه بردارمش
نامی:تو دیگه کی هستی واقعا فکر کردی با این کارت تهیونگ بر میگرده بهت
لارا:اره
ته:توی روانی
نامی:ته اروم ...... لارا بهتره برگردی به همون جایی که ازش اومدی چون با این کارا تهیونگ دیگه حتی نگاهتم نمیکنه
لارا:اشتباه نکن اوه راستی اون پسره اسمش چی بود اها جین واقعا خوب از دوستش محافظت میکرد اما اون قدر زور نداشت (نیشخند)

ویو نامجون
نامی:چی؟منظورت چیه
داشتم حرف میزدم که یهو یک ماشین مشکی رنگ اومد و کنار لارا ایستاد
لارا:خب من باید برم
و همون طور که سوار ماشین میشد گفت
لارا:بهتر بری پیشش چون خون زیادی از دست داره
و ماشین حرکت کردو رفت
بعد این حرفش با دو دویدم سمت اتاقی که کوک اونجا بود وقتی رسیدم در رو باز کردم که با چیزی که دیدم............
دیدگاه ها (۰)

پارت۳۰در رو باز کردم که دیدم جین کنار تخت افتاده و از سرش خو...

پارت۳۱ویو جین چشمام رو باز کردم سردرد شدیدی داشتم که دیدم نا...

مرسی عزیزم☺️🎀

مرسی عزیزم☺️💜

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط