پارت 2 قاتل سادیسمی من
پارت 2 قاتل سادیسمی من
-میشه بهم ذول نزنی (نمیدونم درست نوشتم یا نه)
+من
-آره تو
+ولی من بهت زول نزدم
-اوکی مشکلی نی
(جونگ کوک رو بردن توی اوتاق اعتراف)
(ات به شیشه اوتاق نگاه کرد دید پسر تکیه داده به صندلی و داره حرفایی میزنه و پدر خودشو دید که دستای مشت شدشو به میز میزنه تو اون لحظه دخترک میخواست حرفایی که زده میشه رو بشنوه ولی امکان نداشت )
+خدایا این پسره چقدر جذابه
/آره خیلی جذابه
+یا خدا ترسیدم شما ؟
/اوه ببخشید یادم رفت خودمو معرفی کنم من افسر جانگ هستم (نانای نای میخوام یکم هیجان انگیز کنم )
+اوه سلام منم لی ات هستم دختر رئیس پلیس لی
/ناموساً دختر رییسی(تعجب)
+بله ولی ببخشید اسمتونو نگفتید
/آها ببخشید هوسوک جانگ هوسوک
+آها بله ببخشید یه سوال داشتم
/بله حتماً بپرس
+اون عکس روی دیوار اتاق پدرم داستانش چیه میدونی؟
/آها اون کیم تهیونگ منظورت هست اون پسره همدست همین پسرست قتل های زیادی مرتکب شده تحت تعقیب
+آها ممنون افسر جانگ
/هوسوک صدام کن
باشه( لبخند)
(در همون لحظه پدر ات از اتاق بیرون اومد)
+اوه بابا چی شده
÷هیچی برا چند لحظه تنهاش میزارم
+آها
÷افسر جانگ اینجا چکار میکنی ؟
/آها قربان افسر چوی زنگ زدن یه مورد تو خیابان ...... اتفاق اوفتاده (اسم خیابون نمیدونستم )
÷باشه باشه راه بیوفت بیا بریم
/باشه بریم
+بابا من میشه همینجا بمونم لطفاً 🥺
÷باشه مواظب باش
+بای بابا
÷خداحافظ دخترم
/خداحافظ ات
(ات دید همه رفتن کنجکاو شد دلش میخواست بیشتر با پسر آشنا بشه برای همین دستگیره درو باز کرد. ( نمیدونم چی نوشتم حقیقتاً)
-اوه سلام خانم کوچولو
+سلام ..... من خیلی هم بزرگم
-باشه باشه چکار داری اینجا
+......راستش نمیدونم فقط درباردد کنجکاو شدم همین
-آها
+میدونستی خیلی جذابی
-تو هم میدونستی خیلی پرویی
+چرا؟
-آخه کم دختری دیدم که اینجوری به پسری بگن جذاب و ولی برای من عادیه
+بیخیال اسمت چیه
-مجبورم بگم؟
+..... خب چت میشه بگی
-اسمم جئون کوک
+آها منم لی ات هستم
-خب؟ من پرسیدم ؟
+نه آخه گفتم بدونی
-(خیلی کیوت بود ولی چرا انقدر درباره من کنجکاوه مهم نی کوک به این حرفا فکر نکن تهیونگ زود میاد از این خراب شده میبرتت بیرون )
+کوکی
-او چه زود خودمونی شدی
+(خنده)
چند دقیقه بعد
-میدونستی خیلی آشنا ای فکر کنم یا دیدمت
+کجا
-تو قلبم
+او مخ زنیت خیلی باحاله من باید برم الان بابام میاد (خنده)
-برو خدافظ
+بای
سئول خیابان ......
~کوک هرجا باشی الان میام پیدات میکنم
√داداش کجا میری تحت تعقیبی
~مهم نی دوستم مهم تره
√باشه برو گیر افتادی به من ربطی نداره
~باشه بابا نکشیمون
پایان پارت ۲
گند زدممم ببخشید 😁👍🏻
-میشه بهم ذول نزنی (نمیدونم درست نوشتم یا نه)
+من
-آره تو
+ولی من بهت زول نزدم
-اوکی مشکلی نی
(جونگ کوک رو بردن توی اوتاق اعتراف)
(ات به شیشه اوتاق نگاه کرد دید پسر تکیه داده به صندلی و داره حرفایی میزنه و پدر خودشو دید که دستای مشت شدشو به میز میزنه تو اون لحظه دخترک میخواست حرفایی که زده میشه رو بشنوه ولی امکان نداشت )
+خدایا این پسره چقدر جذابه
/آره خیلی جذابه
+یا خدا ترسیدم شما ؟
/اوه ببخشید یادم رفت خودمو معرفی کنم من افسر جانگ هستم (نانای نای میخوام یکم هیجان انگیز کنم )
+اوه سلام منم لی ات هستم دختر رئیس پلیس لی
/ناموساً دختر رییسی(تعجب)
+بله ولی ببخشید اسمتونو نگفتید
/آها ببخشید هوسوک جانگ هوسوک
+آها بله ببخشید یه سوال داشتم
/بله حتماً بپرس
+اون عکس روی دیوار اتاق پدرم داستانش چیه میدونی؟
/آها اون کیم تهیونگ منظورت هست اون پسره همدست همین پسرست قتل های زیادی مرتکب شده تحت تعقیب
+آها ممنون افسر جانگ
/هوسوک صدام کن
باشه( لبخند)
(در همون لحظه پدر ات از اتاق بیرون اومد)
+اوه بابا چی شده
÷هیچی برا چند لحظه تنهاش میزارم
+آها
÷افسر جانگ اینجا چکار میکنی ؟
/آها قربان افسر چوی زنگ زدن یه مورد تو خیابان ...... اتفاق اوفتاده (اسم خیابون نمیدونستم )
÷باشه باشه راه بیوفت بیا بریم
/باشه بریم
+بابا من میشه همینجا بمونم لطفاً 🥺
÷باشه مواظب باش
+بای بابا
÷خداحافظ دخترم
/خداحافظ ات
(ات دید همه رفتن کنجکاو شد دلش میخواست بیشتر با پسر آشنا بشه برای همین دستگیره درو باز کرد. ( نمیدونم چی نوشتم حقیقتاً)
-اوه سلام خانم کوچولو
+سلام ..... من خیلی هم بزرگم
-باشه باشه چکار داری اینجا
+......راستش نمیدونم فقط درباردد کنجکاو شدم همین
-آها
+میدونستی خیلی جذابی
-تو هم میدونستی خیلی پرویی
+چرا؟
-آخه کم دختری دیدم که اینجوری به پسری بگن جذاب و ولی برای من عادیه
+بیخیال اسمت چیه
-مجبورم بگم؟
+..... خب چت میشه بگی
-اسمم جئون کوک
+آها منم لی ات هستم
-خب؟ من پرسیدم ؟
+نه آخه گفتم بدونی
-(خیلی کیوت بود ولی چرا انقدر درباره من کنجکاوه مهم نی کوک به این حرفا فکر نکن تهیونگ زود میاد از این خراب شده میبرتت بیرون )
+کوکی
-او چه زود خودمونی شدی
+(خنده)
چند دقیقه بعد
-میدونستی خیلی آشنا ای فکر کنم یا دیدمت
+کجا
-تو قلبم
+او مخ زنیت خیلی باحاله من باید برم الان بابام میاد (خنده)
-برو خدافظ
+بای
سئول خیابان ......
~کوک هرجا باشی الان میام پیدات میکنم
√داداش کجا میری تحت تعقیبی
~مهم نی دوستم مهم تره
√باشه برو گیر افتادی به من ربطی نداره
~باشه بابا نکشیمون
پایان پارت ۲
گند زدممم ببخشید 😁👍🏻
- ۲۳۶
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط