راه کج بـــود نشد تا به دیارم برسم

راه کج بـــود نشد تا به دیارم برسم
فال من خوب نیامد که به یارم برسم

بی‌قراری رسیدن رمق از پایــم برد
نشد آخر ســر ساعت به قرارم برسم

شهــریاری پر از اندوه ثـــریا هستم
شاید آخــر سر پیری به نگارم برسم

استخوان سوز سیاهی زمستان شده‌ام
بلکه نوروز بیاید به بهـــــارم بــرسم

عشق هـــر روز دلم را به کناری می‌برد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم

مرگ دل‌بستگی آخر دنیای من است
می‌روم شاید روزی به مـــزارم برسم

#
دیدگاه ها (۵)

یک نفر هست صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

روزها با فکر او دیوانه‌ام، شب بیشترهر دو دلتنگ همیم اما من ا...

شرط کردی تا بمیرم تا بفهمی عاشقممرگ را هم می پذیرم تا بفهمی ...

ﺍﯼ ﺍﺯ ﻫﻨﻮﺯ ﻭ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺭﺩ ﺷﺪﻩﺍﯼ ﺩﺭﺩ! ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻨﻢ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ...

♡شهرياری پر از اندوه ثریا هستم 🌸 ♡شايد آخر سر پيری به نگارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط