بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت ششم :
من چهار سال قبل در اول اين دولت كنونى امريكا كه باز همين حرفها را ميزدند،اعلام كردم، گفتم كه ما پيشداورى نمیكنيم، قضاوت زود هنگام نمیكنيم؛ ما نگاه ميكنيم ببينيم عمل اينها چگونه است؟ آن وقت قضاوت خواهيم كرد.
اين را تصريح كردند و گفتند فلج كننده. چه كسى را میخواستيد فلج كنيد؟ ملت ايران را میخواستيد فلج كنيد؟ شما حُسن نيّت داريد؟
حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ايران چه باشد؟ از فتنه داخلى حمايت كردند، به فتنهگران كمك كردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروريسم به كشورى مثل افغانستان لشگركشى كردند، اين همه انسان را پامال كردند، نابود كردند؛ با همان تروريستها امروز دارند در سوريه همكارى میکنند، پشتيبانى میکنند؛همان تروريستها را در هرجايى كه توانستند در ايران به كار بگيرند،به كار گرفتند، عوامل آنها،همپيمان هاى آنها، جاسوسان رژيم صهيونيستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور كردند، صريح اينها حاضر نشدند حتى محكوم كنند، حمايت هم كردند؛ اين عملكرد آنهاست؛ عليه ملت ايران تحريم هايى را كه خودشان می خواستند اين تحريمها فلج كننده باشد، به كار گرفتند و اين را تصريح كردند و گفتند فلج كننده. چه كسى را میخواستيد فلج كنيد؟ ملت ايران رامیخواستيد فلج كنيد؟ شما حسن نيت. داريد؟
مذاكره از روى حسن نيت،با شرايط برابر، ميان دوطرفى كه نمی خواهند به يكديگر كلك بزنند، معنا پيدا می كند. مذاكره به صورت يك تاكتيك، مذاكره براى مذاكره، مذاكره براى فروختن ژست ابر قدرتى بيشتر به دنيا، اين مذاكره يك حركت حيله گرانه است؛ اين حركت واقعى نيست.
من ديپلمات نيستم، من انقلابىام، حرف را صريح و صادقانه میگويم. ديپلمات يك كلمهاى را میگويد، معناى ديگرى را اراده میكند. ما صريح و صادقانه حرف خودمان را میزنيم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنيم. مذاكره آن وقتى معنا پيدا ميكند كه طرف، حُسن نيت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نيت نشان نمی دهد، خودتان می گوييد فشار و مذاكره؛ اين دوتا با هم سازگار نيست. شما میخواهيد اسلحه را مقابل ملت ايران بگيريد، بگوييد: يا مذاكره كن يا شليك میكنم؟! براى اينكه ملت ايران را بترسانيد، بدانيد ملت ايران در مقابل اين چيزها مرعوب نخواهد شد.
شرایط مذاکره : مردم که میدانند، اما کسانی که در داخل دلشان برای امریکا میتپد، یا به قول امام خیال میکنند که بدون امریکا نمیشود نفس کشید، یا از سر سادهلوحی گمان میکنند که با آغاز مذاکره رابطه ای حسنه برقرار شده و لابد دلار ارزان و رفت و آمدشان راحت می شود،کافیست که به شرایط مذاکره از سوی دو طرف توجه کنند.
طرف امریکایی پس از اعمال تمامی فشارهای سیاسی، اقتصادی، تروریستی، نظامی، فرهنگی و ...، عقبنشینی ایران ازتمامی استقلال و دستآوردها و اهدافش را پیش شرط مذاکره میداند و مقام معظم رهبری میفرمایند: ابرقدرتى را بگذارند كنار، تهديد را بگذارند كنار، تحريم را بگذارند كنار، براى مذاكره يك هدف و نهايت مشخصى فرض نكنند كه بايد مذاكره به آنجا برسد. من در چند سال قبل در شيراز، در سخنرانى عمومى اعلام كردم، گفتم ما قسم نخوردهايم كه تا آخر مذاكره نكنيم؛ مذاكره نمیكنيم، به خاطر اين عوارض است؛ به خاطر اين است كه اينها مذاكره كننده نيستند؛ اينها می خواهند زور بگويند. اينها مذاكره كننده نيستند؛ اينها می خواهند زور بگويند.(پایان)
قسمت ششم :
من چهار سال قبل در اول اين دولت كنونى امريكا كه باز همين حرفها را ميزدند،اعلام كردم، گفتم كه ما پيشداورى نمیكنيم، قضاوت زود هنگام نمیكنيم؛ ما نگاه ميكنيم ببينيم عمل اينها چگونه است؟ آن وقت قضاوت خواهيم كرد.
اين را تصريح كردند و گفتند فلج كننده. چه كسى را میخواستيد فلج كنيد؟ ملت ايران را میخواستيد فلج كنيد؟ شما حُسن نيّت داريد؟
حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ايران چه باشد؟ از فتنه داخلى حمايت كردند، به فتنهگران كمك كردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروريسم به كشورى مثل افغانستان لشگركشى كردند، اين همه انسان را پامال كردند، نابود كردند؛ با همان تروريستها امروز دارند در سوريه همكارى میکنند، پشتيبانى میکنند؛همان تروريستها را در هرجايى كه توانستند در ايران به كار بگيرند،به كار گرفتند، عوامل آنها،همپيمان هاى آنها، جاسوسان رژيم صهيونيستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور كردند، صريح اينها حاضر نشدند حتى محكوم كنند، حمايت هم كردند؛ اين عملكرد آنهاست؛ عليه ملت ايران تحريم هايى را كه خودشان می خواستند اين تحريمها فلج كننده باشد، به كار گرفتند و اين را تصريح كردند و گفتند فلج كننده. چه كسى را میخواستيد فلج كنيد؟ ملت ايران رامیخواستيد فلج كنيد؟ شما حسن نيت. داريد؟
مذاكره از روى حسن نيت،با شرايط برابر، ميان دوطرفى كه نمی خواهند به يكديگر كلك بزنند، معنا پيدا می كند. مذاكره به صورت يك تاكتيك، مذاكره براى مذاكره، مذاكره براى فروختن ژست ابر قدرتى بيشتر به دنيا، اين مذاكره يك حركت حيله گرانه است؛ اين حركت واقعى نيست.
من ديپلمات نيستم، من انقلابىام، حرف را صريح و صادقانه میگويم. ديپلمات يك كلمهاى را میگويد، معناى ديگرى را اراده میكند. ما صريح و صادقانه حرف خودمان را میزنيم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنيم. مذاكره آن وقتى معنا پيدا ميكند كه طرف، حُسن نيت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نيت نشان نمی دهد، خودتان می گوييد فشار و مذاكره؛ اين دوتا با هم سازگار نيست. شما میخواهيد اسلحه را مقابل ملت ايران بگيريد، بگوييد: يا مذاكره كن يا شليك میكنم؟! براى اينكه ملت ايران را بترسانيد، بدانيد ملت ايران در مقابل اين چيزها مرعوب نخواهد شد.
شرایط مذاکره : مردم که میدانند، اما کسانی که در داخل دلشان برای امریکا میتپد، یا به قول امام خیال میکنند که بدون امریکا نمیشود نفس کشید، یا از سر سادهلوحی گمان میکنند که با آغاز مذاکره رابطه ای حسنه برقرار شده و لابد دلار ارزان و رفت و آمدشان راحت می شود،کافیست که به شرایط مذاکره از سوی دو طرف توجه کنند.
طرف امریکایی پس از اعمال تمامی فشارهای سیاسی، اقتصادی، تروریستی، نظامی، فرهنگی و ...، عقبنشینی ایران ازتمامی استقلال و دستآوردها و اهدافش را پیش شرط مذاکره میداند و مقام معظم رهبری میفرمایند: ابرقدرتى را بگذارند كنار، تهديد را بگذارند كنار، تحريم را بگذارند كنار، براى مذاكره يك هدف و نهايت مشخصى فرض نكنند كه بايد مذاكره به آنجا برسد. من در چند سال قبل در شيراز، در سخنرانى عمومى اعلام كردم، گفتم ما قسم نخوردهايم كه تا آخر مذاكره نكنيم؛ مذاكره نمیكنيم، به خاطر اين عوارض است؛ به خاطر اين است كه اينها مذاكره كننده نيستند؛ اينها می خواهند زور بگويند. اينها مذاكره كننده نيستند؛ اينها می خواهند زور بگويند.(پایان)
- ۱۷۹
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط