وقتی چیزی مرا رنج می داد درمورد آن با هیچکس حرفی نمی زد

«وقتی چیزی مرا رنج می داد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمی زدم و به‌تنهایی مشکل را حل می کردم، نه اینکه واقعاً احساس تنهایی کنم، بلکه فکر می کردم انسان‌ها، خودشان باید خودشان را نجات دهند...»
در نهایت همه‌ی ما هم روزی به این حقیقت می رسیم که نمی‌تونیم به هیچ‌کس جز خودمون تکیه کنیم ..

#یاس_بانو
#موزیک
#ویدیوگرافی
#زیبا
#متن_نوشته
دیدگاه ها (۰)

از تو دِل برنکنم تا دل و جانم باشدمی‌برَم جور تو تا وسع و تو...

دوست داشتن؛چیزی شبیه به گُم شدنهتوی یه آدم دیگه..حالا هرچی ک...

غیرتی شدن دخترا خیلی قشنگه💞فقط مردها غیرت ندارندباور کن زن ه...

جانِ من و جانِ توگویی که یکی بوده‌سـتســـوگند بدین یک جانکز ...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

نمی توانم این آشنایی را فراموش کنم.چرا زندگی انقدرباید سخت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط