MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۸۶

"ویو جنا"






سرم و از لبه تخت خارج کرده بودم و همچی و برعکی می دیدیم.

یوری:باید میزاشتی بمیرن..

جنا:نمیشد.. بعدشم یجور میگی میزاشتی بمیرن انگار تو نیستی که یه خار تو پایه تهیونگ بره خودش و میکشه...

با بالش کوبید تو دلم که عین ادم رو تخت نشستم.

جنا: وحشی..
یوری:دیگه نبینم چرت وپرت بگیا...
جنا: چرت و پرت خودت میگی...کل این یماه پاتو خونمون نزاشتی همین فهمیدی تهیونگ برگشته بال زدی امدی..

یوری یکم ناراحت شد و از رو تخت بلند شد ..

یوری: اصلا من میرم..

و از در اتاق رفت بیرون..

دوییدم دنبالش..

جنا:خب ببخشید اصلا ..میدونم بخواطر من امدیی


تا در ورودی دنبالش دوییدم...

یوری:با من حرف نزن..

همین در و باز کرد تهیونگ و دوستاش پشت در با تعجب نگاهش کردن.

یوری با لکنت سلام داد و من فقط به احمق بازیش نگاه کردم..

جیمین: سلام.

کوک: فکر کردم گفتی تنهاییم..
جیمین:جنا که خودیه..

و بعد به یوری نگاه کرد..

یوری:خ..خب من داشتم می رفتم ،مزاحم نمیشم..

بازوش و گرفتم و قبل از اینکه کامل قدم برداره کشیدمش عقب.

جنا: قرار بودد پیشم بمونیاا امشب تنهام...

دوبین: تنها نیستی ما هستیم..

جنا: نه نه،میدونی اخه یه بچه نمیتونه تو جزوی از شما باشه..

کوک:افرین خوب فهمیدیش.

جونگکوک امد جلو و دستشو رو شونه من و یوری گزاشت و از هم جدامون کرد و از بینمون رد شد رفت داخل.


با عصبانیت گفتم:

_یوری بیا بریم بالا...

دستشو گرفتم و کشیدم دنبال خودم..

و. قبل از بالا رفتن از پله ها جونگکوک و دیدم که رو کناپه نشسته نگام میکنه.

با چشم غوره روم و ازش گرفتم..

___
یوری:بخدا داشت نگام می کرد‌
جنا: خب چشمش بهت خورده..
یوری:نه نهههه..ببین قشنگ بین حرفایی که شما میزنید زول زده بود بهم برایه همین نفهمیدم چی گفتید.‌
دیدگاه ها (۶)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۷"ویو جنا"جنا:وای واییی بع...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۹"ویو جونگکوک"به سمت پنجره...

مامانم:کیه تندتند بهت پیام میده؟من:کیه نه،کیان😂😂*بریم برایه ...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۵"ویو جنا"جنا:..تا جایی که...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۵"ویو تهیونگ*با حرص در و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط