پارت ۱۰

پارت ۱۰
(پرش به ۲سال)
ویو ملورا
دو سال از ازدواج منو هان میگذره من... من الان حاملم و واقعا عاشق زندگیمم
راستشو بخوایین بخاطر بی احترامی هایی که از طرف اعضای بی تی اس شنیدم باعث شد دیگه پیگیر هیچ کدوم از اخبار هاشون نشدم
ولی از دور نزدیک شنیدم که جیهوپ با ات ازدواج کرده
با اینکه بهم بدی کردن امیدوارم زندگی خیلی خوبی داشته باشن
اینا دیگه برام مهم نیست
تا۴ماه دیگه بچه هام دنیا میان من دوقولو باردارم یه دختر و یه پسر میخوام اسم پسرمو هانسو و اسم دخترمون مینجو بزارم
همینطور که تو فکر بودم و روی کاناپه دراز کشیده بودم با صدای زنگ در به خودم اومدم
ملورا: کیه یعنی تو این بارون.. هان که کلید داره(اروم)
به سمت در رفتم و بازش کردم
ملورا: بفرماید.. وایسا. جیهوپ تو اینجا چیکار میکنی
جیهوپ: ملورا (بغض) منو ببخش(بغض سگی تر)
ملورا: چرا اینجایی.. همسرت کو
جیهوپ: اون ولم کرد.. تمام پول من و بقیه اعضا رو بالا کشید
من من پشیمونم خیلی پشیمونم کاش اون موقع ردت نمیکردم اگه درت نمیکردم الان من بجای هان پدر بچت بودم
ویو ادمین
قطره اشکی از گوشه چشم ملورا غلت خورد و از گونه ملورا عبور کرد
فقط خدا میدونه پست اون یه قطره اشک چه دردایی وجود داشت
ملورا: میدونی چیه..اون روزی که هان ازم خواستگاری کرد یه طرف دلم هنوز راضی نبود.. هنوز دلم پیشت بود.. ولی وقتی به حرفات فکر کردم مطمعن شدم که تو دل هیچکدومتون جا ندارم
جیهوپ: من مع....
ملورا: دیگه بهتره بری الان همسرم میاد نمیخوام تورو اینجا ببینه
جیهوپ:چجوری میتونی جلوی من اونو همسرت خطاب کنی نمیدونی اون موقع که فهمیدم بارداری چقدر حالم بد شد.. من هنوز عاشقتم
ملورا: چون بابای بچه هامه.. چون الان عشقه زندیگمه.. جیهوپ اینو قبول کن که شانس فقط یکار در خونتو میزنه و تو باید بهترین تصمیم رو تو اون شرایط بگیری..
حالاهم برو فکر نکنم کار دیگه ای داشته باشی اینجا
جیهوپ با قلبی شکسته از اونجا دور شدالبته ملورا هم حق داشت اون الان دیگه با هان بهترین زندگی رو داره و نیاز به هیچکسی نداره

ویو ات
بالاخره تونستم کلی پول از اعضا بگیرم و فرار کنم الان یکماهی میشه که فرار کردم
بعد از اینکه اومدم ایتالیا شنیدم که جیهوپ در به در دنبال ادرس ملوراست
حقشه حقه تک تکشونه تا اونا باشن که یاد بگیرن دیگه به یه ادمی که نمیشناسن اعتماد نکن
ملورا الان خیلی خوشبخته منم همینطور ولی اونا زندگیشونو باختن
ویو ملورا
رویه مبل نشسته بودم که
دیدگاه ها (۷)

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

The unwanted roommate __________________________ویو جئون جون...

⌞🎥⌝ویدیویی از Endingment 2 [V] در روز اول تور جهانی BTS 'ARI...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

★彡   Part 63 彡★ با برخورد شدید نور خورشید چشم هام رو باز کرد...

پارت ۱۹

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط