#فیک

#فیک
#درخواستی
#لینو

P³

☆۱ هفته بعد عروسی☆
بالاخره اسم اونی که منو دزدید و بزور باهام ازدواج کرد رو فهمیدم....
لی مینهو......
اما همه لینو صداش میزدن.....
-خانوم کوچولو چیکار میکنی؟
+سمتم نیا!!
-ماز ازدواج کردیم....چرا نباید سمت زنم بیام؟؟؟؟
+نمیخوام بهم دست بزنی!!
-مگه دست توعه؟
+آره دست منه
-نبابا
+ازت متنفرم......ازت بدم میاد نمیخوام حتی انگشتت بهم بخوره! اگه بخاطر ترس از جون دوها نبود تا حالا ۵۰ بار از دستت فرار کرده بودم!(داد گریه)
-یکبار....فقط یکبار دیگه بگی ازم متنفری ۹ ماه بعدش باید بچمو بدنیا بیاری!
+به همین خیال باش
-میبینیم
از اتاق رفت بیرون و در رو قفل کرد....
کوبیدی به در و صداش زدی!
+در رو باز کن......در رو باز کن لطفا بازش کن
اما هیچ صدایی نیومد....
دیدگاه ها (۳)

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رز ابی من ♡:)part.5.اول متن رو کامل بخونید بعدش عکسا تهیونگ ...

پارت ۱۱ساعت ۵ و ۱۰ دقبقه صبح_نویسنده "کارن":جی‌ووک خیلی اروم...

دختر کوچولوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط