در این دقایق بسیار تلخ و تکراری

در این دقایق بسیار تلخ و تکراری
یکی نشسته میان چهار دیواری

یکی نشسته که تصویر او شبیه من است
یکی که چاره ی کارش شده ست ناچاری

کسی شبیه من و روزهای ابری من
کسی که گم شده دربین خواب وبیداری

دوچشم برده میان دو دست و می گرید
به قطره های غروری که می شود جاری

هنوز خاطره ها را عزیز می دارد
نمی گذارد عشقش کشد به بیزاری

مرا در آینه می بیند و نمی شکند
چقدر کار شگفتی ست خویشتن داری!
دیدگاه ها (۱)

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

فاصله یک لبخند تا جنون

مونا لیزا اثری از لئوناردو داوینچی

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒یک هفته بعد، الین داخل ماشینی ...

P : 22

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط