🌿 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺

🌿 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
🌿 🌺
#تخریبچی_هایی_که_خرمشهر_رو_نجات_دادند
#حماسه_آزادی_خرمشهر
#سوم_خرداد
#شهدای_تخریبچی

✍ ️✍ ️ راوی: #جعفر_طهماسبی

.‎سرگذشت شهادت #شهید_علیرضا_مسکین_اردستانی ، شهیدی که سالهاست نامش آذین کوچه محل زندگی ماست رو بارها شنیده بودم.. رضا توی عملیات #فتح_خرمشهر کار بزرگی کرده بود که بزرگی این کار باورش رو مشکل میکرد و شاید به همین خاطر هم بود که کسی گرد این افسانه ها نمیرفت...
سالها ذهنم مشغول بود که این حماسه مستند بشه و جسته و گریخته از زبان آدم های متفاوتی شنیده بودم تا اینکه فرصتی پیش اومد تا در جلسه #پیشکسوتان_تخریبچی دفاع مقدس با #حاج_جعفر_جهروتی_زاده تنها شدیم و فرصتی شد که از زبان فرمانده رضا حکایت رو بشنوم .
حاج جعفر جهروتی زاده در #عملیات_الی_بیت_المقدس که خرمشهر عزیز آزاد شد #فرمانده_تخریبچی_های_تیپ_محمد_رسول_الله (ص) بود او نقل کرد :
روز یکشنبه دوم خرداد سال 61 مصادف با آخرین روزهای ماه رجب بود که ساعت 4 صبح این حماسه رقم خورد.
اون شب #حاج_احمد ( سردار جاوید الاثرحاج احمد متوسلیان) دستور داد که من دو تا گروهان برداشته و در حاشیه اروند با دشمن درگیر بشم و ماموریت انفجار پل پشتیبانی دشمن روی رودخانه اروند هم به ما واگذار شد. دشمن به شدت روی منطقه آتیش میریخت و لحظه ای نبود که منوری در آسمان نباشه همه جا مثل روز روشن بود. با گروهانها حرکت کردیم و همزمان هم دو تا از بچه ها رو فرستادم برای مواد گذاری و انفجار پل..
هنوز خیلی راه نرفته بودیم که به #میدان_مین رسیدیم و مجبور شدیم معبر باز کنیم و این یک مقدار کارمان رو کند کرد .
در اطراف #نخلستانهای_خین با دشمن درگیر شدیم در گیری نزدیک و تن به تن بود دشمن مسلط به منطقه بود و داخل کانالها و سنگرهایی که کنده بودند مقاومت میکردند وبچه های بسیجی هم بی مهابا میجنگیدند... بچه هایی که برای زدن پل رفته بودند تماس گرفتند که #دشمن_نمیگذاره_ما_به_پل_برسیم و با آتشباری سنگین از پل محافظت میکنه. این پل تنها پلی بود که دشمن از روی اون خرمشهر رو پشتیبانی میکرد و برای او خیلی حیاتی بود. به بچه ها گفتم هر طور که شده #باید_پل_منفجر_بشه .. #رضا_اردستانی و #حسین_زارع رفتند برای انجام این ماموریت
.مدام حاج احمد تماس میگرفت و میگفت پل چی شد... هوا هنوز روشن نشده بود که خبر رسید پل رو بچه ها زدند.. اول خیلی خوشحال شدم اما نگران حال بچه هایی بودم که رفته بودند.
گفتند رضا اردستانی و حسین زارع با دلاوری و شجاعت مواد منفجره رو روی پل بردند و جاسازی کردند... مشغول آتشگذاری بودند که دشمن اونها رو با آرپی جی میزنه و رضا و حسین و موادها و پل یک جا منفجر میشه.
وقتی این خبر به حاج احمد رسید #حاجی_یک_نفس_راحت_کشید و گفت #کار_تموم_شد_و_امید_دشمن_قطع_شد..
پل که تخریب شد حاج احمد هم رسید و با حاجی و نیروهایی که مونده بودن اومدیم به سمت خرمشهر .
و #خرمشهر_آزاد_شد و #قلب_امام_شاد_شn
.خرمشهر آزاد شد و آبهای اروند پاره های تن رضا و حسین رو با خودش برد
واقعا اگر رضا و حسین خطر نمیکردند و پل منفجر نمیشد و با روشنی هوای روز سوم خرداد تانکهای دشمن از پل عبور میکردند چی میشد.
سلام بر رضا و حسین که اراده خدا را محقق کردند و #خرمشهر_را_خدا_آزاد_کرد.
#شهید_رضا_اردستانی در روز شهادت 18 سال بیشتر نداشت.
🍃 🌺
🍃 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺
دیدگاه ها (۸)

وقتی این حرامزاده نجس در سازمان ملل پیجر را بالا گرفت

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁷بعد از خوردن صبحونه از اتاق اومدم بی...

چند پارتی کوک پارت ⁵ازش خوشش میومد همکاری کرد ...همینطوری کو...

⚠️ کانال‌های حامی دکتر #قالیباف روی تصاویر ایشون صدای جناب م...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 171♡⁠。⁠)⁩ حرفها...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟏𝟎𝟏<𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐝>اون روز یه م...

part 50 ≈ الو.....نامجوننامجون« عا....سلام بابا»≈سلام نامجون...

ابلیس

پارت دوم | یک قدم تا دشمنباران آرام روی شیشه‌های ماشین می‌زد...

پارت ۳۴ — «اولین قدم»سوهی چند روز هیچ کاری نکرد.نه با یورا ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط