به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشی

به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشی
برای بردن از یادم ، چه بی رحمانه میکوشی
نگاه سرد چشمانت ، نشان از بی کسی دارد
سکوتت می نمایاند ، زبان تلخ خاموشی

اگر تن زخمی و سردی ، به احساسات عریانت
ردای سرخ عشقم را چرا دیگر نمی پوشی
به یادم هست میگفتی ، که مستت میکند چشمم
تو از جام می عشقم ، چرا دیگر نمی نوشی
گر از هشیاری ات گفتم ، پشیمانم ، نمیخواهم!
تورا پیوسته میخواهم ، به بد مستی و بیهوشی
برایت قصه ها گفتم ، ز رویاهای دیرینم
مگر بیدار گرداند ، تورا از خواب خرگوشی ...
دیدگاه ها (۶)

به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم ، چه ...

به یغما برده قلبت را ، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم ، چه ...

به یغما برده قلبت را، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم، چه بی...

به یغما برده قلبت را، تب تند فراموشیبرای بردن از یادم، چه بی...

فرشاد امیری زندگی کردم حتی ب غلط

زیباترین...

دختر زیبا..

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط