همهی ما

همه‌ی ما
یک خیابان داریم
یک کافه
و یک عکس
که دو نفره‌هایمان را
با چشم خود دیده بودند
همیشه
آن خیابان
آن کافه
و آن عکس را داریم
اما
آن یک نفر را ...
بگذریم
چای از دهن افتاد.
#مریم_قهرمانلو
#آنشرلی
دیدگاه ها (۱۰)

اُردیبهشت ماہِ شڪوفہ هاےِ بَهار نارنج ڪنارِ پنجره.. خیره ...

روزها بدجنس شده‌اند!! از شنبه‌اش بگیر تا پنج‌شنبه...دلتنگی‌ه...

یک زنمگر چقدر قدرت دارددر بزند،و کسیدر رابرایش باز نکند...؟!...

چون تاجرِ ناشی .. که حسابَش خالی است ..!! یا قصّه‌نویسی .. ک...

عشق میان نور و تاریکی ــ قسمت چهارم چیزی که نباید دیده می‌ش...

پارت ۱۴وحشت سرتاپای کاکاشی را گرفت، سریع شانه ی اوبیتو را گر...

بعد از عملیات استریکس پارت ۹توی مدرسهنیلانا: آلما نتایج رو ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط