حالم را که می پرسی؛

حالم را که می پرسی؛
پر از دلهره می شوم
پر از تشویشی گنگ ...
اما می گویم خوبم !!
و تو هیچ وقت نخواهی فهمید
گاهی گفتن این دروغ کوچک
چه عذابی دارد
دیدگاه ها (۱)

یه پایان تلخ !بهتر از تلخی بی پایانِ.

دخترها عجیب هستند !تمامِ بهانه‌هایشانبا یک " دوستت دارم " رف...

چترها تشنه اندتشنه تر از تن گلو عاشقانه می بلعندطعم گس باران...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

عشق منp39رسیدم خونه‌ لیا درو زدم که طولی نکشید باز کرد لیا:ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط