از همان سالهای کودکی نماز میخواند و روزه میگرفت صبحها

از همان سالهای کودکی نماز میخواند و روزه می‌گرفت، صبح‌ها که خواهرهایش را برای نماز صدا می‌کردم، می‌دیدم محسن زودتر بلند می‌شود، پدرش هم بعد از نماز صبح، با صدای بلند قران می‌خواند و می‌گفت: بذار صدای قران تو گوش بچه‌ها بپیچه؛ ماه رمضان سحری صدایش نمی‌زدم که روزه نگیرد؛ اما وقتی می‌دیدم بی‌سحری تا افطار گرسنه و تشنه می‌ماند مجبور می‌شدم صدایش کنم نه که نخواهم روزه بگیرد، می‌دیدم از خواهر برادرهایش ضعیف‌تر است، دلم می‌سوخت می‌گفتم: بذار به تکلیف برسی، بعد؛ بزرگ که شد زیاد روزه می‌گرفت، نذر می‌کرد، صبح‌ها صبحانه می‌گذاشتم، می‌آمدم می‌دیدم نخورده و رفته بعد که می آمد، میگفت روزه‌ام؛ نمازش را همیشه اول وقت میخواند.

شهید محسن حججی🌷
📚 کتاب "سربلند"
دیدگاه ها (۰)

اعتقادات تون روفریادبزنید...شهید ابراهیم هادیشادی روحش صلوات...

شهید ۲۵ ساله‌ای که در جریان درگیری با اغتشاشگران در مرودشت ا...

فرقی نداره آرمان باشی یا جهاد ایران باشی یا لبنانمهم اینه شه...

گذشتند...از روزهای خوشِ جوانی‌شانتا بقیه جوانی کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط