سربازم و سربدار عشقم

سربازم و سربدار عشقم
من عاشقم، از تبار عشقم

شهید حسن معصومی
در تاريخ۱۳۴۳/۷/۱۹ در خانواده ندار و متدين و مذهبی در قريه روند خوی پسری به دنيا آمد، كه
حسن معصومی نام نهادند و در ديدگانش معصوميت كودكانه را ديدند و بر گوشش كلام خدا را خواندند و او را با ياد و نام معبودش آشنا كردند و اينگونه بود كه پرورش يافت و در همان روستا به تحصيل علم پرداخت و ابتدائی را به پايان رساند.ولی به دليل عدم امكانات مالی نتوانست به تحصيل ادامه دهد و عصای دست پدر گشت و در زمين خدا به كشاورزی مشغول گرديد و كمكی شد برای خانواده.

شهيد حسن معصومی چون متوجه شد كه فعاليت بيشتری می بايد تا خانواده اداره شود لذا هجرت صادقانه خويش را آغاز كرد و در تبريز به كارگری مشغول گرديد تا در آمد بيشتری داشته باشد و پدر و مادر را راحت روزگار بگذرد و طعم نداری را كم احساس كنند و چون برادر بزرگ به خدمت اعزام گرديد به ولايت خويش برگشت و تا اتمام خدمت برادرش مونس و همدم و خدمتگزار پدر و مادر پيرش بود تا اينكه داوطلبانه خدمت مقدس سربازی را شروع كرد و با رشادتها و جانفشانيهای بی حد و با شركت در عملياتهای مختلف بالاخره در تاریخ ۱۳۶۲/۴/۲۹عمليات والفجر ۱ به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد
جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدای گرانقدر و روح امام راحل ره صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

سی و پنجمین سالگرد شهادت شهیدان فرج اله محمدلو علی اکبر زینا...

شهید محمد بروجردی یاد و خاطره تمامی شهدای گرانقدر گرامی باد ...

شهیدان مدافع حرم مصطفی شیخ الاسلامی و روح الله صحرایی آسمان...

خاطره ای از شهید غلانعلی پیچک : نماز خواندن معلم شهید غلامعل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط